راهنمای جامع ارزیابی فرهنگ ریسک: متدولوژی و الزامات آماری

مقدمه: چرا ارزیابی فرهنگ ریسک حیاتی است؟
ارزیابی فرهنگ ریسک بخش جداییناپذیر مدیریت ریسک یک سازمان است. برای مدیریت مؤثر، اندازهگیری عناصر مورد نظر یک جزء کلیدی محسوب میشود. با این حال، سنجش فرهنگ ریسک نسبتاً دشوار است و هنوز در کانون توجه بسیاری از سازمانها قرار نگرفته است. یکی از دلایل این امر آن است که فرهنگ ریسک بر اساس هنجارها و ارزشهای مشترک مرتبط با ریسک در یک سازمان بنا شده و بنابراین دارای ویژگیهای کیفی است که ارزیابی آنها دشوار است. با این وجود، اگر هدف، مدیریت فرهنگ ریسک و شکلدهی آن به سوی یک چشمانداز هدفمند باشد، ارزیابی آن بسیار حیاتی است.
وقتی صحبت از مدیریت ریسک به میان میآید، جنبههای مختلفی باید در نظر گرفته شوند. یکی از جنبههای حیاتی، فرهنگ ریسک یک مؤسسه است (هیئت ثبات مالی، ۲۰۱۴). مدیریت یک فرهنگ ریسک سالم، فرآیندی پیچیده است که میتوان آن را در پنج عنصر بنیادی نشان داد. جنبههایی از مدیریت فرهنگ ریسک مانند «لحن مدیریت ارشد» (Tone from the top) یا آییننامه رفتار باید با فرهنگ ریسک همسو بوده و جهتگیری آن را مشخص کنند. پیادهسازی آن در ساختارها و رویهها (مانند فرآیندهای مدیریت ریسک)، فرآیندهای منابع انسانی (مانند استخدام)، ارتباطات (مانند فرهنگ یادگیری) و همچنین اندازهگیری و کنترل آن، عناصر مهمی هستند.
این مقاله بر روی روشها و رویههای مختلف توسعه یک ابزار ارزیابی فرهنگ ریسک تمرکز دارد و یک رویکرد روانشناختی را به دلیل ماهیت غیرعینی فرهنگ ریسک ارائه میدهد. مخاطبان اصلی این مقاله، بانکها و مؤسسات ثبات مالی هستند.
فرهنگ ریسک چیست؟
هیچ اتفاق نظری در مورد تعریف کلی «فرهنگ» وجود ندارد. با این حال، محققان بر روی ویژگیهای خاصی توافق دارند. فرهنگ را میتوان پدیدهای اجتماعی توصیف کرد که بر اساس کنشها و تعاملات انسانی است. جنبه مهم فرهنگ این است که به عنوان یک فرآیند یادگیری دیده میشود که میتوان آن را «فراموش کرد». این نشان میدهد که فرهنگ ریسک یا فرهنگ سازمانی یک مؤسسه نه تنها قابل مدیریت است، بلکه قابل تغییر نیز میباشد.
فرهنگ ریسک، زیرمجموعهای از فرهنگ سازمانی است و از طریق هنجارها، نگرشها و رفتارهای مرتبط با مدیریت ریسک، اشتهای ریسک و همچنین درک ریسک به وجود میآید. چارچوب COSO ریسک را به عنوان رویدادی با تأثیر منفی تعریف میکند که پتانسیل تأثیرگذاری منفی بر دستیابی به استراتژی شرکت و اهداف تجاری را دارد. در مقابل، ایزو ۳۱۰۰۰ (۲۰۰۹) تعریف بازتری دارد و ریسک را اثر عدم قطعیت بر اهداف میداند. بنابراین، ریسک میتواند تأثیر مثبت و همچنین منفی داشته باشد. فرهنگ ریسک سالم شامل چهار اصل است:
- لحن مدیریت ارشد (Tone from the top)
- پاسخگویی (Accountability)
- ارتباطات و چالش مؤثر (Effective communication and challenge)
- انگیزهها (Incentives)
اهمیت موضوع پس از بحران مالی
پس از بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸، بسیاری از مفسران در سراسر اروپا به این نتیجه رسیدند که عنصر «فرهنگ» تأثیر کلیدی بر رویدادهای بحران مالی داشته است. در نتیجه، تمرکز بر مدیریت ریسک توسط هیئت مدیره و نقش محوری فرهنگ، مورد بحث قرار گرفت. حوادث متعددی نشان دادهاند که فقدان فرهنگ ریسک مناسب میتواند منجر به طیف وسیعی از آسیبهای عملیاتی برای یک مؤسسه شود. به عنوان مثال، رسوایی cum-ex نشان داد که چگونه عدم وجود فرهنگ ریسک سالم منجر به رفتار غیرقانونی بانکداران شد که آسیبهای مالی و اخلاقی به مؤسسه وارد کرد.
چالش اندازهگیری: چگونه یک مفهوم کیفی را کمی کنیم؟
در زمینه ارزیابی فرهنگ ریسک، هیچ استاندارد بازاری یا ابزار غالبی وجود ندارد. برخلاف کمیسازی ریسک، فرهنگ ریسک مبتنی بر دادههای عینی نیست که بتوان به راحتی آنها را ارزیابی کرد. بنابراین، این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان دادههای کیفی را قابل اندازهگیری کرد. علوم تجربی مانند روانشناسی چنین ویژگیهایی را دارند. حوزه روانشناسی، سازههای کیفی مانند نگرشها و هنجارها را از طریق عملیاتیسازی، قابل اندازهگیری میکند. بنابراین، ویژگیهای یک فرد را میتوان به یک نسبت عددی معقول تبدیل کرد که بر اساس کمی قابل تفسیر باشد.
معیارهای آماری کلیدی برای یک ابزار ارزیابی معتبر
یک ابزار تحقیق روانشناختی باید سه معیار آماری را برآورده کند که آن را به عنوان یک ابزار تحقیق معتبر واجد شرایط میکند. این سه معیار عبارتند از:
- عینیت (Objectivity): ابزار تحقیق باید مستقل و عاری از هرگونه تأثیر خارجی باشد. این شامل عینیت در اجرا، ارزیابی و تفسیر نتایج است.
- پایایی (Reliability): نشان میدهد که نتایج یک ابزار تحقیق در طول زمان سازگار و نماینده دقیقی از کل جمعیت است. نتایج باید قابل تکرار باشند.
- اعتبار (Validity): اعتبار یک رویه روانسنجی، درجهای را توصیف میکند که شواهد و نظریه، تفسیر نمرات آزمون را پشتیبانی میکنند. به عبارت دیگر، آزمون باید همان چیزی را بسنجد که برای سنجش آن طراحی شده است.
روشهای تحقیق برای ارزیابی فرهنگ ریسک
حوزه روانشناسی روشهای تحقیق متفاوتی را ارائه میدهد که برای ارزیابی فرهنگ ریسک واجد شرایط هستند. در ادامه به برخی از این روشها اشاره میشود:
مشاهده (Observation)
مشاهدات خارجی یک روش تحقیق رایج است. مشاهده میتواند به صورت آشکار یا پنهان، با مشارکت یا بدون مشارکت و به صورت استاندارد یا غیراستاندارد انجام شود. با این حال، مشاهدات از نظر ایمنی شغلی و حریم خصوصی مشکلساز هستند و نیازمند رعایت مقررات سختگیرانهای مانند GDPR میباشند.
خودگزارشی و گزارشدهی خارجی (Self-Report and External-Report)
خودگزارشیها یکی از رایجترین روشها برای جمعآوری دادهها در مورد افراد هستند. این گزارشها میتوانند به صورت پرسشنامه، مصاحبه یا یادداشتبرداری روزانه باشند و روشی کارآمد برای جمعآوری داده از نمونههای بزرگ هستند.
منبع: این مقاله بر اساس وایت پیپر “METHODOLOGY AND STATISTICAL REQUIREMENTS OF A Risk Culture Assessment” تهیه شده است.



