تفاوت کارکردهای بازرسی و حسابرسی داخلی در بانکها

مقدمه: چالش تفکیک کارکردهای بازرسی و حسابرسی داخلی
بررسی کارکردهای بازرسی و حسابرسی داخلی و تفاوتهای آنها، یکی از چالشهای کلیدی در استقرار یک نظام نظارتی کارآمد در سازمانها، بهویژه در بانکها، محسوب میشود. متأسفانه، نگاه تکبعدی و کلیشهای به امر نظارت باعث شده است که کارکرد این دو واحد به درستی درک و تبیین نشود. در این مقاله که خلاصهای از دیدگاه آقای فرهاد رحیم زاده (حسابرس ارشد) است، با استفاده از یک تصویرسازی خلاقانه برگرفته از رمان «بینوایان»، به تشریح نقشها و تفاوتهای این دو حوزه میپردازیم.
نقش بازرسی: تمرکز بر رعایت قوانین (شخصیت بازرس ژاور)
در رمان بینوایان، شخصیت «بازرس ژاور» نماد مطلق اجرای قانون است. او فردی وظیفهدان، وفادار به قانون و دارای وسواس در اجرای آن است. تمرکز اصلی ژاور، صرفاً بر روی قوانین و مقررات و دستگیری متهم فراری (ژان والژان) است. این شخصیت به خوبی نمایانگر کارکرد واحد بازرسی است. نگرانی اصلی مدیریت از عدم رعایت ضوابط، مقررات و خطمشیها توسط کارکنان، به شکلگیری واحد بازرسی منجر شده است. بازرسی با کنکاش در گذشته سروکار دارد و رویکرد آن، ایجاد نگرانی در نقضکنندگان ضوابط برای رفع نگرانی مدیریت است.
ویژگیهای کلیدی واحد بازرسی
- هدف اصلی: اطمیناندهی در ارتباط با رعایت آییننامهها، ضوابط و مقررات.
- تمرکز: دستورالعملها و چکلیستهای مبتنی بر رعایت قوانین.
- خروجی: گزارش «انطباق یا عدم انطباق» با دستورالعملهای داخلی به مدیریت.
- صرف زمان: بیشتر زمان صرف ردیابی، سنجش و رسیدگی به تخلفات کشفشده میشود.
- رویکرد: رفع نگرانی مدیریت از طریق ایجاد نگرانی در نقضکنندگان مقررات.
- ابزار: اقتدار، نیاز اولیه و ابزار اصلی این واحد است.
نقش حسابرسی داخلی: تمرکز بر ارزشآفرینی
در مقابل، نقش حسابرسی داخلی را میتوان در اقدامات تحولآفرینی دید که نه تنها متهم، بلکه خود بازرس ژاور را نیز در مسیر دگرگونی قرار داد. این همان نقشی است که از حسابرسی داخلی انتظار میرود. حسابرسی داخلی باید با اقدامات خود، روح آزرده سازمان را که ناشی از نظارتهای چندگانه و غافلگیرانه است، به تحرک و شادابی سوق دهد. این واحد ضمن پرهیز از ورود به حوزه کاری بازرسی، با تمرکز بر ارزشآفرینی، موجب بهبود مستمر سازمانی میشود.
ویژگیهای کلیدی واحد حسابرسی داخلی
- هدف اصلی: اطمیناندهی و مشاوره به مدیریت برای تحقق اهداف سازمانی.
- تمرکز: فرآیندها، نظام راهبری، مدیریت ریسک و کنترلهای داخلی.
- خروجی: گزارش «ارزیابی کفایت نظام کنترل داخلی».
- صرف زمان: بیشتر زمان صرف شناسایی بهترین شیوههای راهبری فرآیندهای سازمانی میشود.
- رویکرد: ارائه مشاوره برای رفع دغدغههای همگانی (مدیریت و کارکنان) در مسیر موفقیت.
- مانع: وجود اقتدار، موجب اختلال در کارکرد این واحد میشود.
نتیجهگیری: همافزایی به جای جایگزینی
با توجه به موارد ذکر شده، میتوان به نتایج مهمی دست یافت:
- «حسابرسی داخلی» و «بازرسی» جایگزین یکدیگر نیستند.
- تضعیف یکی از این واحدها، موجب تقویت دیگری نمیشود.
- حسابرسی داخلی اثربخش، به کارآمدتر شدن بازرسی کمک میکند.
- بازرسی کارآمد، به حرفهایتر شدن حسابرسی داخلی منجر میشود.
در نهایت، ادغام این دو واحد برای پوشش حوزه نظارتی یکدیگر، معمولاً کارایی هر دو را تحت تأثیر منفی قرار میدهد. زیرا حسابرسی داخلی کارکردی حاکمیتی دارد، در حالی که بازرسی دارای کارکردی مدیریتی است و این دوگانگی در یک ساختار واحد، مجموعه را با اختلال کارکردی مواجه مینماید.
منبع: خلاصهای از مقاله «کارکردهای بازرسی و حسابرسی داخلی بانکها» ارائه شده توسط فرهاد رحیم زاده



