چارچوب حاکمیت شرکتی دیلویت: راهنمای جامع برای آینده

چارچوبی برای آینده حاکمیت شرکتی: معرفی چارچوب دیلویت
برای علاقهمندان به موضوع حاکمیت شرکتی، این دوران، دورانی پویاست. رویدادهای دهه گذشته منجر به انتشار کوهی از مقالات و گزارشهای تحقیقاتی شده است که بر جنبههای مختلف حاکمیت، مانند نقش هیئتمدیره، جبران خدمات مدیران اجرایی، نظارت استراتژیک و غیره تمرکز دارند. اما این ادبیات بهندرت مسائل را بهصورت کلنگر و با نگاه به تمامیت ساختارهای حاکمیتی در نظر میگیرد. چارچوب حاکمیت دیلویت میتواند به هیئتمدیرهها در بررسی سوالات اساسی کمک کند، از جمله:
- نقش هیئتمدیره در برنامه حاکمیت شرکتی شرکت چیست و چه تفاوتی با نقش مدیریت دارد؟
- بیشتر وقت خود را باید در کجا صرف کنیم؟
- پایبندی به قوانین و مقررات نقطه شروع مهمی است، اما چگونه هیئتمدیره را به عنوان یک شریک استراتژیک در کنار مدیریت قرار دهیم؟
- دقیقاً در حوزههای حیاتی نظارت مانند استراتژی و ریسک چه کاری باید انجام دهیم؟
- کار کمیتههای هیئتمدیره چگونه با کار کل هیئتمدیره مرتبط و از آن متمایز میشود؟
نظرسنجیها و مطالعات از مدیران همچنان به سرخوردگی پنهان در میان هیئتمدیرهها اشاره دارد. این سرخوردگی توسط بسیاری از مدیران اجرایی نیز احساس میشود. اکثر آنها میدانند که هیئتمدیرهشان بیش از هر زمان دیگری تحت نظارت شدید قرار دارد، اما در ارائه اطلاعات مورد نیاز هیئتمدیره برای اجرای مسئولیتهای امانتداری خود و در عین حال پیشبرد سازمان، با چالش مواجه هستند. بیش از یک مدیرعامل از ما برای یافتن تعادل مناسب کمک خواسته و نگران است که هیئتمدیرهاش از «فلج تحلیلی» رنج ببرد.
معرفی چارچوب حاکمیت شرکتی دیلویت
چارچوب حاکمیت دیلویت که برای کمک به کاهش این سرخوردگی طراحی شده است، دیدگاهی جامع از حاکمیت شرکتی ارائه میدهد. این چارچوب، پایه و اساس ابزارهایی را تشکیل میدهد که به هیئتمدیره و مدیران اجرایی کمک میکند تا به سرعت فرصتهای بالقوه برای بهبود اثربخشی و کارایی را شناسایی کنند. قبل از اینکه پتانسیل این چارچوب را بررسی کنیم، شاید بهتر باشد بدانیم که این چارچوب چه چیزی نیست:
- این چارچوب تجویزی نیست. مفاهیم ارائه شده در اینجا باید متناسب با شرایط خاص سازمان تنظیم شوند. الزامات نظارتی و قانونی بر اساس صنعت متفاوت خواهد بود و تقاضاها ممکن است بسته به ساختار مالکیت و انتظارات ذینفعان برای هر نهاد متفاوت باشد. به عبارت ساده، هیچ رویکرد یکسانی برای سیستمی به پیچیدگی و بههمپیوستگی حاکمیت شرکتی وجود ندارد.
- جایگزینی برای مدلهای موجود حاکمیت داخلی نیست. این چارچوب به جای جایگزین کردن مدلهایی مانند مدلهای مربوط به مدیریت ریسک سازمانی، انطباق و کنترلهای داخلی بر گزارشگری مالی، به دنبال اتصال این مدلهای مختلف برای ارائه تصویری یکپارچه از فعالیتهایی است که سیستم حاکمیت شرکت را تشکیل میدهند.
- ابزاری برای ارزیابی انطباق قانونی یا نظارتی نیست. در هر عنصر از حاکمیت، الزامات خاصی برای مدیریت و هیئتمدیره وجود دارد. از این نظر، انطباق قانونی عنصری از چارچوب است. با این حال، مفاهیم ارائه شده فراتر از انطباق با قوانین و مقررات رفته و ویژگیهای یک برنامه حاکمیتی مؤثر را در بر میگیرد.
عناصر اصلی حاکمیت شرکتی
زیربنای تمام عناصر چارچوب، زیرساخت حاکمیت شرکتی است. زیرساخت حاکمیت، agregasi مدلهای عملیاتی حاکمیت—افراد، فرآیندها و فناوریها—است که مدیریت اجرایی برای اداره فعالیتهای روزمره شرکت به کار گرفته است، و همچنین فرآیندهای مورد استفاده برای جمعآوری اطلاعات و گزارش آن به هیئتمدیره و ذینفعان خارجی.
نیمه بالایی چارچوب، حوزههایی از سیستم حاکمیت را برجسته میکند که مسئولیت هیئتمدیره در آنها معمولاً افزایش مییابد. هیئت مدیره دارای مجموعهای از اهداف و فعالیتهای کلیدی برای هر یک از این عناصر حاکمیتی است که میتوان آنها را به شرح زیر توصیف کرد:
- حاکمیت: هیئتمدیره ساختارها و فرآیندهایی را برای انجام مسئولیتهای خود با در نظر گرفتن دیدگاههای سرمایهگذاران، رگولاتورها و مدیریت ایجاد میکند.
- استراتژی: هیئتمدیره به مدیریت در توسعه اولویتها و برنامههای استراتژیک که با مأموریت سازمان و منافع ذینفعان همسو باشد، مشاوره میدهد.
- عملکرد: هیئتمدیره استراتژی شرکت، برنامههای عملیاتی سالانه و برنامههای مالی را بررسی و تصویب میکند.
- صداقت: هیئتمدیره لحن اخلاقی شرکت را تعیین میکند و به طور فعال در برنامههایی که برای ترویج انطباق قانونی و استانداردهای صداقت و اخلاق طراحی شدهاند، شرکت میکند.
- استعداد: هیئتمدیره مدیرعامل را انتخاب، ارزیابی و جبران خدمات میکند و بر برنامههای استعدادیابی شرکت، بهویژه در مورد رهبری اجرایی نظارت دارد.
- حاکمیت ریسک: هیئتمدیره ریسکهای استراتژیک، عملیاتی، مالی و انطباقی شرکت را درک و به طور مناسب نظارت میکند و با مدیریت در تعیین اشتهای ریسک همکاری میکند.
در هسته اصلی: ریسک و فرهنگ
بحران مالی جهانی گفتگوی فعالی را در مورد دخالت هیئتمدیره در تصمیمات استراتژیک و عملیاتی پرریسک اتخاذ شده توسط مدیریت اجرایی برانگیخت. به طور مشابه، ناظران در مورد فرهنگ سازمانهایی که ریسکهای قابل توجه و «شرطبندی روی کل شرکت» را پذیرفتند، متعجب بودند. نظارت بر ریسک و فرهنگ سازمانی زیربنایی، هسته اصلی چارچوب حاکمیت دیلویت را تشکیل میدهد. هوشمندی ریسک در مرکز یک چارچوب مؤثر برای کنترل های داخلی و حاکمیت شرکتی قرار دارد و پایه و اساس هر کاری است که هیئت مدیره و مدیریت برای اداره صحیح سازمان انجام میدهند.
موفقیت یک سازمان، تا حد زیادی، به نحوه ریسکپذیری هوشمندانه و مدیریت مؤثر ریسکهایی که با آن مواجه است، بستگی دارد که همه اینها در بستر فرهنگ فراگیر سازمان اتفاق میافتد. با ایفای نقش فعالتر هیئتمدیره در نظارت بر ریسک، اهمیت تسلط اعضای هیئتمدیره بر موضوعاتی که بر تصمیمگیری استراتژیک و موفقیت بلندمدت تأثیر میگذارند، روز به روز بیشتر میشود.
منبع: این مقاله بر اساس گزارش Deloitte با عنوان “Framing the future of corporate governance” تهیه شده است.



