اهمیت و چالشهای استقرار نظام حسابرسی داخلی در ایران

اهمیت و چالشهای استقرار نظام حسابرسی داخلی در ایران
استقرار نظام حسابرسی داخلی دیگر یک انتخاب سنتی نیست، بلکه یک ضرورت مدرن در دنیای کسبوکار امروز است. حرکت از سنت به مدرنیته، شرکتها را ملزم کرده تا با پیادهسازی مفاهیمی چون راهبری شرکتی، مدیریت ریسک و کنترلهای داخلی، شفافیت و اطمینان را برای تمام ذینفعان به ارمغان آورند. این فرآیند، همچون واکسنی برای سازمان عمل میکند؛ شاید در کوتاهمدت ناخوشایند به نظر برسد، اما در بلندمدت شرکت را در برابر رخدادهای سهمگین مالی و عملیاتی مقاوم میسازد.
چرا استقرار نظام حسابرسی داخلی یک ضرورت است؟
در گذشته، واحد حسابرسی داخلی گاهی به عنوان محلی برای دوران پایانی خدمت کارکنان در نظر گرفته میشد. اما امروزه با ورود مفاهیم نوین مدیریتی، اهمیت این بخش بیش از پیش آشکار شده است. یک نظام حسابرسی داخلی کارآمد، بازوی اجرایی هیئت مدیره و کمیته حسابرسی در نظارت بر سیستمهای کنترل داخلی و راهبری شرکتی است. این سیستم به شناسایی نقاط ضعف، ارائه راهکارهای بهبود و در نهایت، ایجاد اطمینان برای سهامداران و سایر افراد ذینفع کمک میکند.
برای مثال، بحران اختلاس سه هزار میلیاردی نشان داد بانکهایی که از نظام اثربخش حسابرسی داخلی و کمیته حسابرسی برخوردار بودند، آسیب کمتری دیدند. این موضوع ثابت میکند که وظیفه اصلی حسابرسان داخلی، طراحی، استقرار و اجرای صحیح کنترلهای داخلی برای حفاظت از داراییها و منافع شرکت است.
موانع اصلی پیش روی استقرار نظام حسابرسی داخلی
با وجود تمام مزایا، موانع متعددی بر سر راه پیادهسازی کامل این سیستم وجود دارد. یکی از بزرگترین چالشها، عدم اطمینان مدیران به نقش یاریرسان حسابرسی داخلی است. برخی مدیران هنوز این واحد را تنها یک الزام قانونی یا حرکتی نمایشی میدانند و به نقش پیشگیرانه آن باور ندارند. چالشهای دیگر عبارتند از:
- فرهنگسازی: همانند بستن کمربند ایمنی که زمانی یک الزام قانونی بود و امروز به یک فرهنگ تبدیل شده است، مزایای حسابرسی داخلی نیز باید برای تمام سطوح جامعه و کسبوکارها تبیین شود.
- فقدان دانش کافی: پیچیدگی عملیات شرکتها و تغییرات سریع محیطی، نیازمند حسابرسانی است که به دانش روز، بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات، مجهز باشند.
- مقاومت در برابر تغییر: حرکت از روشهای سنتی به مدرن همواره با مقاومتهایی روبرو است که نیازمند حمایت قاطع ارکان بالادستی سازمان است.
ذینفعان اصلی نظام حسابرسی داخلی چه کسانی هستند؟
برخلاف تصور عمومی، منافع استقرار نظام حسابرسی داخلی تنها به سهامداران محدود نمیشود. گروههای مختلفی از این شفافیت و کنترل بهرهمند میشوند:
- دولت و نهادهای حاکمیتی: سازمانهایی مانند سازمان تأمین اجتماعی و سازمان امور مالیاتی از گزارشهای دقیق برای اطمینان از رعایت حقوق و قوانین بهره میبرند.
- سهامداران و سرمایهگذاران: اطلاعات شفاف و قابل اتکا، به تصمیمگیری بهتر آنها کمک میکند.
- اعتباردهندگان (بانکها): وجود کنترلهای داخلی قوی، ریسک اعطای تسهیلات را کاهش داده و اعتماد بانکها را افزایش میدهد.
- مدیران و کارکنان: یک سیستم سالم و شفاف، محیط کاری بهتری ایجاد کرده و به مدیران در تصمیمگیریهای بهموقع کمک میکند.
- مشتریان: مشتریان با اطمینان بیشتری از شرکتی خرید میکنند که به اصول راهبری شرکتی، شفافیت و حتی مسائل زیستمحیطی پایبند است.
در نهایت، همکاری تمام ارکان نظارتی مانند سازمان بورس، بانک مرکزی و دیوان محاسبات، در کنار نقشآفرینی حسابرسان مستقل و رسانهها، میتواند به فرهنگسازی و پیادهسازی سریعتر و مؤثرتر این سیستم حیاتی در اقتصاد کشور کمک کند.
منبع: این مقاله بر اساس محتوای گفتوگو با ناصر امیدواری، دبیر کمیته حسابرسی داخلی بورس تهران، تهیه و تدوین شده است.



