آموزشیاستانداردهاحسابرسی قضایی

پیشگیری از تقلب: درک رفتار مجرمانه و راهکارهای بازدارنده

مقدمه‌ای بر درک رفتار مجرمانه

برای موفقیت در پیشگیری از تقلب و کشف آن، ابتدا باید دلایل درگیر شدن انسان‌ها در رفتار مجرمانه را درک کرد. چه عواملی باعث می‌شود یک فرد بیشتر از دیگری مستعد ارتکاب تخلف باشد؟ آیا می‌توان بر رفتارها تأثیر گذاشت یا آن‌ها را اصلاح کرد؟ پاسخ به این پرسش‌ها، اساس ایجاد یک برنامه جامع پیشگیری و کشف تقلب را تشکیل می‌دهد.

اصلاح رفتار انسانی

بخش بزرگی از درک ما از رفتار مجرمانه مدیون بی. اف. اسکینر، دانشمند علوم اجتماعی قرن بیستم است. به گفته اسکینر، باید با رفتار انسان به صورت علمی برخورد کرد. او امیدوار بود با تحلیل اقدامات افراد، بتواند رفتار را برای منافع بزرگتر جامعه تغییر داده یا هدایت کند.

تقویت در مقابل تنبیه

اسکینر در تحقیقات خود، هم تقویت و هم تنبیه را به عنوان ابزاری برای تغییر رفتار افراد بررسی می‌کند. مطالعات رفتاری نشان می‌دهد که تنبیه کم‌اثرترین روش برای تغییر رفتار است. به گفته اسکینر، تنبیه تنها باعث سرکوب موقت رفتار می‌شود و آن هم فقط با نظارت و اجرای مداوم. در آزمایش‌های مکرر، اسکینر دریافت که تنبیه – چه با اعمال یک محرک منفی و چه با حذف یک محرک مثبت – رفتار سوژه را به طور موقت از بین می‌برد، اما با قطع تنبیه، رفتار دوباره بازمی‌گردد. به عبارت دیگر، سوژه در صورت اعمال مستقیم و مداوم تنبیه، رفتار را سرکوب می‌کند، اما به محض قطع تنبیه برای مدتی، دوباره آن رفتار را امتحان می‌کند؛ اگر پس از تلاش، تنبیهی در کار نباشد، سوژه به رفتار قبلی خود بازمی‌گردد.

در مقابل، تقویت موفقیت بیشتری دارد. تفاوت تقویت و تنبیه در نحوه اعمال نیروهای مثبت و منفی است:

  • تقویت مثبت: ارائه یک محرک مثبت در ازای پاسخ مطلوب. برای مثال، والدین به فرزندشان می‌گویند: «اتاقت را تمیز کرده‌ای. خوب است. این هم کلید ماشین.» رفتار (تمیز کردن) با ارائه محرک مثبت (کلید ماشین) تقویت می‌شود.
  • تقویت منفی: حذف یک محرک منفی در ازای پاسخ مطلوب. در ادامه همان مثال، والدین ممکن است بگویند: «اگر این اتاق را تمیز کنی، دیگر به تو کاری ندارم.» محرک منفی (سخت‌گیری) با انجام رفتار مناسب حذف می‌شود.
  • تنبیه (اعمال محرک منفی): تنبیه‌کننده در مواجهه با رفتار نامطلوب، یک محرک منفی اعمال می‌کند. والدی که می‌بیند فرزندش اتاقش را تمیز نکرده، «شستن ماشین» را به فهرست کارهای او اضافه می‌کند.
  • تنبیه (حذف محرک مثبت): تنبیه همچنین می‌تواند با حذف یک محرک مثبت انجام شود، مانند: «اتاق تو هنوز کثیف است، پس نمی‌توانی از ماشین استفاده کنی.»

اسکینر نتیجه می‌گیرد که رفتار به طور مؤثرتری از طریق مدیریت و تغییر خواسته‌ها با استفاده از تقویت اصلاح می‌شود – یعنی با جایگزین کردن رفتارهای مخرب با رفتارهای سازنده به جای تلاش برای تنبیه یک انگیزه موجود.

نظریه‌های علت‌شناسی جرم

نظریه‌پردازان متعددی تلاش کرده‌اند تا به طور خاص توضیح دهند که چرا مردم مرتکب جرم می‌شوند. برخی از شناخته‌شده‌ترین نظریه‌های جرم‌شناسی شامل نظریه انتخاب عقلانی و نظریه فعالیت‌های روزمره است.

نظریه انتخاب عقلانی (Rational Choice Theory)

نظریه انتخاب عقلانی بیان می‌کند که تصمیم به ارتکاب جرم، یک انتخاب منطقی و دقیق از سوی مجرم با هدف کسب منفعت است. مجرم قبل از ارتکاب جرم، یک تحلیل هزینه-فایده انجام می‌دهد که «شانس دستگیر شدن، شدت مجازات مورد انتظار و ارزشی که با ارتکاب عمل به دست می‌آید» را می‌سنجد. فعالیت مجرمانه تنها زمانی رخ می‌دهد که فرصت آن فراهم باشد.

بر اساس این نظریه، بهترین راه برای کاهش جرم، دشوارتر کردن ارتکاب آن است. این ایده به شدت توسط روش‌های بازدارندگی مانند سخت کردن هدف (Target Hardening) و تنبیه حمایت می‌شود. بازدارندگی بیان می‌کند که تنبیه باید سریع، قطعی و شدید باشد تا مؤثر واقع شود.

نظریه فعالیت‌های روزمره (Routine Activities Theory)

این نظریه معتقد است که هم انگیزه ارتکاب جرم و هم تعداد مجرمان ثابت است. همیشه تعداد مشخصی از افراد وجود دارند که به دلیل طمع، شهوت و سایر نیروها به سمت قانون‌شکنی متمایل هستند. عامل تعیین‌کننده، به ویژه در جرایم predatory، فعالیت‌های قربانیان بالقوه است. سه عنصر مهم بر جرم تأثیر می‌گذارند:

  • دسترسی به اهداف مناسب (مانند شرکت‌ها و افراد)
  • فقدان نگهبانان توانا (مانند حسابرسان و پرسنل امنیتی)
  • حضور مجرمان با انگیزه (مانند کارمندان ناراضی یا با مشکلات مالی)

جرایم یقه سفید چیست؟

اصطلاح جرایم یقه سفید به تخلفاتی از قانون اطلاق می‌شود که شامل استفاده از موقعیت قدرت اقتصادی، نفوذ یا اعتماد فرد متخلف در نظم اقتصادی یا سیاسی مشروع برای کسب سود غیرقانونی یا ارتکاب یک عمل غیرقانونی برای منفعت شخصی یا سازمانی است.

طبق گزارش Occupational Fraud 2024: A Report to the Nations که توسط ACFE منتشر شده، ۵۷٪ از موارد تقلب شغلی به مراجع قانونی برای پیگرد ارجاع داده شده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که بسیاری از سازمان‌ها ترجیح می‌دهند موارد تقلب را به صورت داخلی مدیریت کنند. دلایل اصلی عدم ارجاع به مراجع قانونی عبارتند از:

  • اعتقاد به کافی بودن انضباط داخلی (۴۹٪)
  • ترس از تبلیغات منفی (۳۴٪)
  • هزینه‌بر بودن پیگرد قانونی (۲۱٪)

فرصت‌های رفتار غیرقانونی در سازمان

برخی ویژگی‌های یک سازمان می‌تواند فرصت‌هایی برای رفتارهای غیرقانونی ایجاد کند:

  • ساختار سازمانی: شرکت‌های پیچیده با بخش‌ها و مکان‌های جدا از هم، نظارت را دشوار کرده و ریسک شناسایی نشدن تخلف را افزایش می‌دهند.
  • فشار سودآوری: تمرکز بیش از حد بر دستیابی به اهداف مالی می‌تواند کارکنان را به سمت اقدامات غیراخلاقی یا غیرقانونی سوق دهد.
  • فرمان‌برداری: برخی افراد ممکن است به دلیل وفاداری به مافوق یا سازمان، در فعالیت‌های مجرمانه شرکت کنند، حتی اگر با آن مخالف باشند.

منبع: CFE STUDY PART 4: FRAUD PREVENTION AND DETERRENCE

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا