راهنمای جامع مدیریت ریسک حسابرسی داخلی (بر اساس استانداردهای 2024)

مقدمه
هدف
هدف این مقاله، تشریح چگونگی مدیریت ریسک حسابرسی داخلی و بهبود عملکرد واحدهای حسابرسی داخلی در این زمینه است. مدیریت ریسک مؤثر برای موفقیت هر سازمانی ضروری است و واحدهای حسابرسی داخلی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
پیشینه
سازمانهای مختلف به طور فعال ریسکها را با نظارت مناسب در سطح هیئت مدیره شناسایی و مدیریت میکنند. این امر نه تنها در سطح هیئت مدیره یا مدیران اجرایی، بلکه نیازمند مشارکت تمام واحدهای کسبوکار، از جمله واحد حسابرسی داخلی است.
بررسی جامع ریسکهای حسابرسی داخلی
مسئله اصلی چیست؟
استاندارد ISO 31000 «مدیریت ریسک – راهنما»، ریسک را «تأثیر عدم قطعیت بر اهداف» تعریف میکند. واحدهای حسابرسی داخلی نیز مانند سازمانها، اهدافی دارند که تحت تأثیر عدم قطعیت قرار میگیرند. اما این واحدها اغلب تمام وقت خود را صرف بررسی فرآیندهای حاکمیت، مدیریت ریسک و کنترل سازمان میکنند. سؤال اینجاست که یک واحد حسابرسی داخلی چند وقت یکبار به درون خود نگاه میکند تا ارزیابی کند که آیا ریسکها و کنترلهای کلیدی خودش به طور مؤثر مدیریت میشوند؟
انواع ریسکهای پیش روی واحد حسابرسی داخلی
ریسکهایی که واحد حسابرسی داخلی با آنها مواجه است میتواند بر اثربخشی و اعتبار مدیر اجرایی حسابرسی و همچنین تکتک حسابرسان داخلی تأثیر بگذارد. این ریسکها در دستهبندیهای مختلفی قرار میگیرند:
۱. ریسکهای استراتژیک
- مدیریت ذینفعان: ناتوانی در شناسایی و برآورده کردن انتظارات کلیدی ذینفعان.
- پروژههای استراتژیک: شکست در برنامهریزی و اجرای طرحهای بزرگ به شیوهای نظاممند (مانند پیادهسازی سیستم مدیریت حسابرسی جدید).
- ساختار سازمانی: ساختار سازمانی واحد حسابرسی داخلی که از دستیابی به اهداف استراتژیک پشتیبانی نمیکند.
- برند و شهرت: شکست در ایجاد، ترویج و حفظ برند، شهرت و اعتمادی که با مأموریت واحد حسابرسی داخلی همسو باشد.
۲. ریسکهای عملیاتی
- فرهنگ سازمانی: عدم تعریف و تقویت فرهنگی که اعضای تیم حسابرسی داخلی باید مطابق با ارزشهای سازمانی زندگی کنند.
- عدم همسویی برنامه حسابرسی: عدم تطابق برنامه حسابرسی داخلی با استراتژی و ریسکهای کلیدی سازمان.
- مدیریت منابع انسانی: شکست در جذب و حفظ کارکنان واجد شرایط برای تضمین سطح بهینه نیروی انسانی و برنامهریزی جانشینی مناسب.
- تقلب و رفتار غیراخلاقی: رفتار متقلبانه توسط تیم حسابرسی داخلی مانند جعل کاربرگها یا ارائه گزارش نادرست به کمیته حسابرسی.
۳. ریسکهای مالی و انطباقی
- بودجهبندی: استفاده از دادههای ناقص یا نادرست برای تخمین منابع مالی مورد نیاز در طول برنامهریزی حسابرسی داخلی.
- عدم انطباق با استانداردها: عدم تطابق با «استانداردهای جهانی حسابرسی داخلی».
- عدم رعایت قوانین و مقررات: عدم رعایت الزامات قانونی مانند استانداردهای احتیاطی APRA یا اصول حاکمیت شرکتی ASX.
رویکردی نظاممند برای مدیریت ریسک حسابرسی داخلی
چارچوبهای مدیریت ریسک معمولاً فعالیتهای اصلی را به پنج مرحله تقسیم میکنند که میتوان آنها را برای مدیریت ریسکهای واحد حسابرسی داخلی نیز به کار برد:
- شناسایی: تمام ریسکهای بالقوهای که واحد حسابرسی داخلی ممکن است با آن مواجه شود را شناسایی کنید. از منشور حسابرسی داخلی، استراتژی سازمان و برگزاری کارگاههای داخلی شروع کنید.
- ارزیابی: ریسکها را بر اساس احتمال وقوع و تأثیر آنها دستهبندی و ارزیابی کنید تا اهمیت آنها مشخص شود. از ماتریس احتمال/پیامد برای ارزیابی عینی ریسک استفاده کنید.
- اولویتبندی: ریسکها را بر اساس اهمیتشان رتبهبندی کنید تا مناطقی که نیاز به توجه دارند در اولویت قرار گیرند.
- مدیریت: با پذیرش، اجتناب، مدیریت یا به اشتراک گذاشتن ریسک به آن پاسخ دهید. کنترلهای مناسب برای مدیریت ریسکها را شناسایی و توسعه دهید.
- نظارت: به طور مداوم هم عملکرد کنترلها و هم محیط عملیاتی را برای شناسایی ریسکهای جدید بالقوه نظارت کنید. نظارت مستمر کلید مدیریت ریسک مؤثر است.
عوامل حیاتی موفقیت
- حمایت مدیریت ارشد (Tone at the Top): حمایت مدیر اجرایی حسابرسی برای ترویج ارزش مدیریت فعالانه ریسکها حیاتی است.
- مشارکت تیمی: درگیر کردن کل تیم حسابرسی داخلی در فرآیند طوفان فکری به ایجاد آگاهی و حمایت از مدیریت ریسک مؤثر کمک میکند.
- تمرکز و سادگی: محدود کردن تعداد ریسکها در دفتر ثبت ریسک به تمرکز و تخصیص درست منابع کمک میکند.
- یادگیری مستمر: مسائل مربوط به کنترل را جدی بگیرید تا به طور مداوم از تجربیات گذشته درس بگیرید و بهبود یابید.
نتیجهگیری
همانطور که واحدهای حسابرسی داخلی به سازمانها در مدیریت ریسکهایشان کمک میکنند، خودشان نیز باید فرآیندهای مدیریت ریسک قوی داشته باشند. با اتخاذ یک رویکرد نظاممند و منظم برای شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسکهای عملکردی، واحدهای حسابرسی داخلی میتوانند اثربخشی، اعتبار و ارزش خود را برای سازمان افزایش دهند. این امر نه تنها انطباق با استانداردهای حرفهای را تضمین میکند، بلکه فرهنگ بهبود مستمر را نیز در درون واحد تقویت میکند.
منبع: The Institute of Internal Auditors – Australia, White Paper: Managing Internal Audit Function Risks 2024



