PwC: از «تفکر مدیریتی» تا آموزش «تماس چشمی»؛ تعدیل انتظارات در عصر هوش مصنوعی

از «مانند یک مدیر فکر کن» تا «لطفاً تماس چشمی برقرار کن»: PwC انتظارات خود را تعدیل میکند
شاید به خاطر داشته باشید که چندی پیش، شرکت بزرگ حسابرسی و مشاوره PwC اعلام کرد قصد دارد به نیروهای تازهوارد خود بیاموزد که مانند مدیران فکر کنند. استدلال شرکت این بود که هوش مصنوعی (AI) عملاً وظایف سطح مقدماتی را بر عهده گرفته است و این بدان معناست که کارمندان جدید باید به سرعت مجموعهای از مهارتهای نظارتی را کسب کنند که در نسلهای قبلی بیسابقه بود. در ماه آگوست، جن کوسار، مدیر تضمین هوش مصنوعی در PwC، در مصاحبهای با بیزنس اینسایدر گفته بود:
«نیروهای جدید در PwC طی سه سال، نقشهایی را ایفا خواهند کرد که امروز مدیران انجام میدهند، زیرا آنها بر عملکرد هوش مصنوعی در اجرای وظایف تکراری و روتین حسابرسی نظارت خواهند کرد… افراد به محض ورود به شرکت، تقریباً به بازبین و ناظر تبدیل میشوند.»
او پیشبینی کرده بود که تا سه سال دیگر، کارمندان سال اولی عملکردی شبیه به کارمندان سال چهارمی خواهند داشت و بیشتر شبیه مدیران نسلهای گذشته به نظر خواهند رسید.
برخورد با واقعیت: چالش مهارتهای انسانی در نسل پساکرونا
اما تنها چند ماه پس از این اظهارات خوشبینانه، گزارشی از نشریه تایمز نشان میدهد که شعبه بریتانیای PwC با چالش بزرگی در تبدیل جوانان آسیبدیده از قرنطینههای دوران کرونا به مشاوران حرفهای روبروست. به نظر میرسد آموزش تفکر مدیریتی به کنار رفته و شرکت اکنون مجبور است بر آموزش اصول اولیه و مهارتهای بنیادین انسانی تمرکز کند.
نیاز به آموزش «تابآوری» و مهارتهای ارتباطی
فیلیپا اوکانر، مدیر ارشد نیروی انسانی PwC، در این باره میگوید:
«ما اغلب متوجه میشویم فارغالتحصیلانی که به ما ملحق میشوند و تمام آزمونهای شناختی را با موفقیت پشت سر میگذارند، همیشه از تابآوری و مهارتهای انسانی که ما برای تعامل با مشتریان نیاز داریم، برخوردار نیستند.»
اوکانر توضیح میدهد که شرکت برنامههای آموزشی مجزایی را برای فارغالتحصیلان امسال در شش ماهه اول کاریشان طراحی کرده که به طور خاص بر «تابآوری» و «مهارتهای ارتباطی» تمرکز دارد. او معتقد است که همهگیری کرونا و آموزش از راه دور، فرصت ساختن و تقویت این مهارتها را از جوانان گرفته است.
چرا نسل جدید با چالشهای اساسی روبروست؟
این وضعیت صرفاً یک مشکل برای PwC نیست، بلکه بازتابی از یک چالش نسلی است. جوانانی که سالهای حیاتی شکلگیری شخصیت و مهارتهای اجتماعی خود را در انزوای ناشی از قرنطینه گذراندهاند، اکنون با ورود به محیط کار با مشکلات جدی مواجه هستند. این نسل با مسائلی چون موارد زیر دست و پنجه نرم میکند:
- آسیبهای دوران قرنطینه: سالهای سرنوشتساز تحصیل و تعاملات اجتماعی آنها تحت تأثیر قرنطینهها از بین رفته است.
- کاهش فرصتهای شغلی: آنها برای تعداد محدودی از موقعیتهای شغلی سطح مقدماتی رقابت میکنند.
- برونسپاری و اتوماسیون: شاهد هستند که حجم زیادی از کارهایی که میتوانست فرصتی برای یادگیری آنها باشد، به خارج از کشور برونسپاری شده یا توسط هوش مصنوعی انجام میشود.
- فقدان آیینهای سازمانی: رسوم و آیینهای سنتی محیط کار که به سازگاری نیروهای جدید با فرهنگ سختگیرانه شرکتهای بزرگ کمک میکرد، کمرنگ یا حذف شدهاند.
در نهایت، داستان PwC یک درس مهم برای همه سازمانهاست. در حالی که فناوری و هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن جنبههای فنی مشاغل هستند، اهمیت مهارتهای بنیادین انسانی مانند ارتباط مؤثر، تابآوری و کار تیمی نه تنها کاهش نیافته، بلکه بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است. شرکتها پیش از آنکه از نیروهای جدید خود انتظار تفکر مدیریتی داشته باشند، باید ابتدا اطمینان حاصل کنند که آنها ابزارهای اساسی برای تعامل انسانی در محیط کار را در اختیار دارند.



