ارزیابی کنترل های داخلی: 6 مانع اصلی در حسابرسی مستقل ایران

مقدمه: چرا ارزیابی کنترلهای داخلی در حسابرسی حیاتی است؟
ارزیابی کنترل های داخلی یکی از مراحل بنیادین در فرآیند حسابرسی مستقل است. نبود کنترلهای داخلی اثربخش و کارآمد، نه تنها عملیات واحدهای تجاری را با چالش مواجه میکند، بلکه کیفیت فرآیند حسابرسی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. شرکتهایی که با تدبیر، کنترلهای داخلی خود را طراحی و اجرا میکنند، میتوانند از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کنند. این ارزیابی به حسابرسان کمک میکند تا اطمینان نسبی از اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی کسب کنند و برنامههای حسابرسی مؤثرتری را تدوین نمایند.
با این حال، شواهد و بررسیهای انجام شده در ایران نشان میدهد که سیستمهای حسابداری و کنترل داخلی در بسیاری از شرکتها به خوبی مورد شناخت و ارزیابی توسط مؤسسات حسابرسی قرار نمیگیرد. این تحقیق با هدف شناسایی مهمترین موانع این فرآیند در ایران انجام شده است.
اهمیت ارزیابی کنترلها بر اساس استانداردهای حسابرسی
استانداردهای حسابرسی، بهویژه استانداردهای ۳۱۵ و ۳۳۰، بر شناخت و ارزیابی کنترلهای داخلی تأکید مؤکد دارند. هدف نهایی از این کار، کاهش خطر حسابرسی به یک سطح قابل قبول است. بر اساس استاندارد ۳۱۵، حسابرس باید شناختی کافی از کنترلهای داخلی مرتبط با حسابرسی کسب کند تا بتواند:
- انواع تحریفهای بالقوه را شناسایی کند.
- عوامل مؤثر بر خطر وقوع تحریفهای بااهمیت را ارزیابی کند.
- آزمونهای محتوای مناسب را طراحی نماید.
اگر کنترلهای داخلی مؤثر وجود نداشته باشد، انجام حسابرسی مستقل نهتنها پرهزینهتر و دشوارتر میشود، بلکه پیامدهای جدی برای گزارش نهایی حسابرس نیز در پی خواهد داشت. با توجه به تصویب دستورالعمل کنترلهای داخلی توسط سازمان بورس و اوراق بهادار، این موضوع اهمیت دوچندانی یافته است.
مهمترین موانع ارزیابی کنترلهای داخلی در ایران
این پژوهش که بر اساس نظرسنجی از اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران انجام شده، موانع اصلی پیش روی حسابرسان را شناسایی و رتبهبندی کرده است. نتایج آزمون فریدمن نشان میدهد که این موانع به ترتیب اهمیت عبارتند از:
۱. حقالزحمه پایین قراردادهای حسابرسی
مهمترین مانع شناساییشده، حقالزحمه پایین قراردادهاست. این موضوع باعث میشود مؤسسات حسابرسی برای حفظ صرفه اقتصادی، زمان و منابع کمتری را به مراحل زمانبر مانند شناخت و ارزیابی دقیق کنترلهای داخلی اختصاص دهند و بیشتر بر آزمونهای محتوا متمرکز شوند.
۲. ضعف آموزش دانشگاهی
نبود هماهنگی کافی بین آموزشهای آکادمیک و نیازهای عملی حرفه حسابرسی، یکی دیگر از موانع جدی است. بسیاری از فارغالتحصیلان، تسلط کافی بر مباحث حرفهای و عملی ارزیابی سیستمها را ندارند که این امر اجرای صحیح این مرحله از حسابرسی را با مشکل مواجه میکند.
۳. نبود دستورالعملهای حسابرسی مناسب
عدم وجود دستورالعملهای اجرایی شفاف، کاربردی و متناسب با فعالیت انواع واحدهای تجاری، باعث سردرگمی حسابرسان میشود. این کمبود، بهویژه در نبود مؤسسات حسابرسی بزرگ و رقابتی که بتوانند در زمینه تدوین دستورالعملها پیشرو باشند، بیشتر احساس میشود.
۴. سنتی بودن سیستمهای واحدهای تجاری
بسیاری از شرکتها در ایران هنوز از سیستمهای مالی و اداری سنتی استفاده میکنند. عدم استقرار حسابرسی داخلی اثربخش و عدم اعتقاد مدیران به ضرورت کنترلهای داخلی مدرن، فرآیند ارزیابی را برای حسابرسان مستقل پیچیده و ناکارآمد میسازد.
۵. مقرون به صرفه نبودن ارزیابی
فشار زمانی برای اتمام عملیات حسابرسی، بهویژه در فصول شلوغ کاری، و کوچک بودن حجم فعالیت بسیاری از واحدهای تجاری، باعث میشود که سرمایهگذاری زمان و هزینه برای ارزیابی دقیق کنترلهای داخلی، از دیدگاه برخی مؤسسات مقرونبهصرفه نباشد.
۶. ضعف آموزشهای حرفهای
کمبود برنامههای آموزش حرفهای مستمر و بهروز توسط نهادهای ذیربط، و همچنین عدم تدوین برنامههای آموزشی داخلی توسط خود مؤسسات حسابرسی، باعث میشود دانش حسابرسان در مورد روشهای نوین ارزیابی کنترلها ارتقا نیابد.
نتیجهگیری
شناسایی و رفع موانع ارزیابی کنترل های داخلی برای ارتقای کیفیت حسابرسی در ایران امری ضروری است. عواملی چون اصلاح نظام حقالزحمه، بازنگری در سرفصلهای دانشگاهی و حرفهای، و تدوین دستورالعملهای کاربردی میتواند به بهبود این فرآیند کمک شایانی کند و در نهایت، به افزایش شفافیت و اتکاپذیری صورتهای مالی منجر شود.
منبع: مهام، کیهان و تک روستا، مجید. (۱۳۹۱). شناخت موانع ارزیابی کنترلهای داخلی در حسابرسی مستقل. بررسیهای حسابداری و حسابرسی, 19(2), 62-79.



