دسته‌بندی نشده

حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR): راهنمای کامل از نظریه تا عمل

حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت: از نظریه تا عمل

ریساکو موریموتو
جان اَش
کریس هوپ

چکیده

این پژوهش، امکان توسعه یک نظام جدید حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) را بر اساس تحلیل ادبیات کنونی و مصاحبه با ذینفعان مرتبط و آگاه، بررسی می‌کند. این مطالعه در پی ایجاد چارچوبی برای حسابرسی مسئولیت اجتماعی است که با یک نظام حسابرسی زیست‌محیطی موفق و معتبر تجاری، سازگاری داشته باشد. وجه تمایز این پروژه، به‌کارگیری رویکردی علمی و استفاده از «نظریه داده‌بنیاد» (Grounded Theory) برای پرداختن به موضوع پیچیده حسابرسی CSR است. بر اساس شواهد به‌دست‌آمده از مرور ادبیات و مصاحبه‌ها، به نظر می‌رسد بسیاری CSR را بعد اجتماعی توسعه پایدار می‌دانند؛ با این حال، در مورد نحوه سنجش و اندازه‌گیری آن توافق بسیار کمتری وجود دارد. هم مرور ادبیات و هم تحلیل مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که تدوین یک رویه کاربردی برای حسابرسی CSR، وظیفه‌ای چالش‌برانگیز خواهد بود. این امر عمدتاً به دلیل فقدان مطالعات رسمی در مورد این موضوعِ پیچیده است که علی‌رغم بحث‌های گسترده، هنوز فاقد تعریفی واحد و مورد اتفاق نظر است. مفاهیم برگرفته از یافته‌های این پژوهش، همراه با عوامل کلیدی شناسایی‌شده در مرور ادبیات، مبنای تدوین یک پروتکل پیشنهادی برای حسابرسی CSR قرار گرفتند.

کلیدواژه‌ها: حسابرسی، اخلاق کسب‌وکار، مسئولیت اجتماعی شرکت، حسابرسی زیست‌محیطی و اجتماعی، سنجش، مدیریت ذینفعان، توسعه پایدار، سرمایه‌گذاری اخلاقی.

مقدمه

در سال‌های اخیر، پژوهشگران حوزه کسب‌وکار و دانشگاه علاقه فزاینده‌ای به مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) نشان داده‌اند (ماینان و رالستون، ۲۰۰۲). موضوع مسئولیت زیست‌محیطی و اجتماعی در شماری از اسناد سیاسی و حقوقی به چشم می‌خورد و در سطح بین‌المللی اهمیت روزافزونی می‌یابد. امروزه، رهبران شرکت‌ها با این وظیفه پویا و چالش‌برانگیز روبرو هستند که استانداردهای اخلاقی جامعه را در رویه‌های کسب‌وکار مسئولانه به کار گیرند. در نظرسنجی «فایننشال تایمز/پرایس‌واترهاوس‌کوپرز» در سال ۲۰۰۰ از ۷۵۰ مدیرعامل درباره مهم‌ترین چالش‌های پیش روی شرکت‌ها، فشار فزاینده برای مسئولیت‌پذیری اجتماعی در رتبه دوم قرار گرفت.¹ شرکت‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که در بازارهای جهانی فعالیت می‌کنند، به‌طور فزاینده‌ای ملزم به ایجاد تعادل میان مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی کسب‌وکار خود و در عین حال، خلق ارزش برای سهامداران هستند.

این پژوهش، امکان‌سنجی توسعه یک نظام جدید حسابرسی CSR را بر اساس تحلیل ادبیات موجود و مصاحبه‌های انجام‌شده با تعدادی از ذینفعان مرتبط و آگاه، بررسی می‌کند. در این راستا، این مطالعه می‌کوشد چارچوبی برای حسابرسی مسئولیت اجتماعی ایجاد کند که با یک نظام حسابرسی زیست‌محیطی موفق و معتبر تجاری سازگار باشد. وجه تمایز این پژوهش، به‌کارگیری رویکردی علمی و استفاده از «نظریه داده‌بنیاد» برای پرداختن به موضوع پیچیده حسابرسی CSR است.

این پژوهش با بررسی برداشت‌های گوناگون از CSR در بخش‌های مختلف و نقشی که ایفا می‌کند، بر چالش‌های نظری و عملیِ ایجاد یک رویه کاربردی برای حسابرسی CSR تأکید دارد. همچنین، امکان توسعه نظام‌های سنجش عملی برای CSR را بررسی کرده و رویه‌هایی را که در حال حاضر اجرا می‌شوند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. دو پرسش پژوهشی در این تحقیق مطرح می‌شود: نخست، آیا CSR همان بعد اجتماعی توسعه پایدار است که توسط برونتلان تفسیر شده است؟ دوم، چه معیارهایی را می‌توان برای سنجش CSR، آن‌گونه که در چارچوب توسعه پایدار تفسیر می‌شود، به کار برد؟

ساختار مقاله به شرح زیر است. پس از مقدمه در بخش ۱، پرسش‌های پژوهش و روش‌شناسی مورد استفاده در بخش ۲ تشریح می‌شود. بخش ۳ یافته‌های حاصل از مرور ادبیات و تحلیل مصاحبه‌ها را ارائه می‌دهد. این دو بخش با هم، پاسخ‌هایی برای پرسش‌های پژوهشی مطرح‌شده در بخش ۲ فراهم می‌کنند. بخش ۴ به نتیجه‌گیری و ارائه توصیه‌هایی بر اساس تحلیل‌ها اختصاص دارد.

روش‌شناسی

به منظور بررسی امکان توسعه یک نظام حسابرسی CSR، دو پرسش پژوهشی زیر به‌عنوان مناسب‌ترین پرسش‌ها انتخاب شده‌اند:

  1. پرسش ۱: «آیا CSR همان بعد اجتماعی توسعه پایدار است که توسط برونتلان تفسیر شده است؟»
  2. پرسش ۲: «چه معیارهایی را می‌توان برای سنجش CSR، آن‌گونه که در چارچوب توسعه پایدار تفسیر می‌شود، به کار برد؟»

این پرسش‌ها به برخی از اساسی‌ترین مسائل در حوزه CSR می‌پردازند. پرسش نخست به دنبال شناسایی رابطه بین CSR و توسعه پایدار، از جمله تعریف CSR در پس‌زمینه توسعه پایدار است. سپس پرسش دوم، بهترین رویکرد برای سنجش CSR را بررسی کرده و چارچوبی بنیادین فراهم می‌کند که بر اساس آن می‌توان یک نظام حسابرسی را توسعه داد و نظریه را به عمل تبدیل کرد. برای دستیابی به توسعه پایدار، اهداف اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی باید متعادل شوند. بنابراین، پرسش پژوهشی ۱ برای درک برداشت افراد کلیدی از توسعه پایدار و CSR اهمیت دارد. پرسش پژوهشی ۲ به منظور شناسایی عوامل حیاتی برای ارزیابی CSR از دیدگاه افراد کلیدی مطرح شده است. مسائل سنجش و راستی‌آزمایی باید به‌طور مشترک نگریسته شوند، زیرا حسابرسی نیازمند رویکردهای کیفی و همچنین کمی است. برای کمی‌سازی CSR، باید راهی برای سنجش آن بیابیم.

این پژوهش در سه مرحله انجام شد:

  1. نخست، ادبیات موجود برای بررسی مطالعات مشابه پیشین، تعیین ماهیت اسناد موجود و کسب دیدگاهی کلی از استدلال‌های اصلی، مرور شد.
  2. دوم، داده‌ها از طریق مصاحبه با صاحب‌نظران و متخصصان کلیدی جمع‌آوری شد تا بر اساس دیدگاه‌های آنان، مجموعه‌ای از شاخص‌ها برای حسابرسی CSR پیشنهاد شود.
  3. در نهایت، تحلیل داده‌ها با استفاده از یک رویکرد علمی تثبیت‌شده انجام شد.

روش‌شناسی پایه‌ای این مطالعه، رویکرد «نظریه داده‌بنیاد» است که به‌عنوان «کشف نظریه از داده‌هایی که به‌طور نظام‌مند از تحقیقات اجتماعی به دست آمده‌اند» تعریف می‌شود (گلیزر و اشتراوس، ۱۹۶۷). در این رویکرد، ابتدا داده‌ها جمع‌آوری شده و سپس نظریه‌ای برای تبیین پدیده‌هایی که داده‌ها نشان می‌دهند، توسعه می‌یابد. این نظریه در داده‌ها «زمینه‌مند» (Grounded) است؛ یعنی از طریق فرآیند تحلیل، از آن‌ها استخراج شده و برای راستی‌آزمایی در داده‌های موجود آزموده می‌شود. این روش به دلیل ظرفیت آن در تولید توضیحات نظری از اطلاعات عمدتاً کیفی—از نوع اطلاعاتی که در طول مصاحبه‌ها به دست آمد—انتخاب شد. این روش همچنین یک رویکرد علمی استوار است که از داده‌های متنوع و بدون ساختار، نتایج معتبری ارائه می‌دهد.

یین (۲۰۰۳) اشاره می‌کند که نظریه داده‌بنیاد در ارزیابی‌هایی که هیچ نظریه پیشینِ مرتبط یا قابل توضیحی برای آن‌ها وجود ندارد، کاربرد دارد. تاکتیک‌های خاص نظریه داده‌بنیاد برای تحلیل داده‌های کیفی نیز برای ارزیابی‌ها مفید است. به گفته یین (۲۰۰۳)، راهبردهای کدگذاری نظریه داده‌بنیاد – یعنی شکستن، مفهوم‌سازی و بازسازی داده‌های کیفی – قادر به حل مسائل پژوهشی حیاتی است. دیگر نقاط قوت نظریه داده‌بنیاد، دقت و جامعیت نظام‌مند آن از طراحی اولیه تا جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و در نهایت تولید نظریه است (پتون، ۲۰۰۰). اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸) معتقدند که حفظ تعادل بین عینیت و حساسیت در تحلیل نظریه داده‌بنیاد اهمیت دارد. عینیت به پژوهشگران این اطمینان را می‌دهد که یافته‌ها نمایانگر معقولی از مسئله تحت بررسی هستند، در حالی که حساسیت، خلاقیت و کشف نظریه جدید از داده‌ها را ممکن می‌سازد.

براون (۱۹۷۳) و رز (۱۹۸۲) معتقدند که روش کمی در رویکرد نظریه داده‌بنیاد نقش کمرنگی دارد. با این حال، گلیزر (۲۰۰۱) استدلال می‌کند که نظریه داده‌بنیاد یک روش کلی است و می‌توان آن را برای هر نوع داده یا ترکیبی از داده‌ها به کار برد. او معتقد است که جمع‌آوری داده‌های کیفی ارزان، از نظر معنایی و مشاهداتی بسیار غنی، و تحلیل آن‌ها بسیار ارزشمند است. نظریه داده‌بنیاد به داده‌های مشاهده‌ای و مصاحبه‌ای وابسته است. سیل (۱۹۹۹) استدلال می‌کند که هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که انواع دیگر داده‌ها نتوانند در این رویکرد استفاده شوند. علاوه بر این، کافی و همکاران (۱۹۹۶) به راهبرد تحلیلی محدودی که با اتکای شدید نظریه داده‌بنیاد به کدگذاری به‌عنوان گام اول تحمیل می‌شود، اعتراض دارند.

این پژوهش، پیش از توسعه یک نظام حسابرسی CSR، برداشت‌های افراد کلیدی از بخش‌های مختلف در بریتانیا را در مورد مشکلات تعریف و سنجش CSR بررسی می‌کند. داده‌های این مطالعه به گونه‌ای جمع‌آوری شد که طیف برداشت‌ها در بخش‌های مربوطه را کاوش کرده و تنوع آن برداشت‌ها و همچنین هرگونه شباهت را درک کند. این امر از طریق یک راهنمای مصاحبه آزمون‌شده محقق شد. پرسش‌های مصاحبه شامل تعریف CSR، مزایا و معایب آن برای سازمان‌ها، ارتباط (در صورت وجود) بین CSR و توسعه پایدار، مشکلات در سنجش CSR و معیارهایی که می‌توان برای سنجش آن به کار برد، بود. در مجموع ۱۰ مصاحبه‌شونده از چهار گروه انتخاب شدند: دولت، بخش خصوصی، حوزه دانشگاهی و سازمان‌های غیردولتی (NGOs)، که هر یک احتمالاً دیدگاه خاصی در مورد مسائل CSR داشتند. مانند همه پژوهش‌ها، محدودیت‌های زمانی و در دسترس بودن مصاحبه‌شوندگان، تعداد مصاحبه‌های جمع‌آوری‌شده را محدود کرد. از آنجایی که داده‌ها کیفی هستند و گروه نمونه با دقت به‌عنوان نماینده هر بخش انتخاب شده بود، ۱۰ مصاحبه برای درک عمیق این موضوع کافی در نظر گرفته شد.

به گفته گلیزر و اشتراوس (۱۹۶۷)، معیار اصلی حاکم بر انتخاب گروه‌های مصاحبه برای کشف نظریه، ارتباط نظری آن‌ها برای پیشبرد توسعه مقوله‌ها یا مضامین داده‌ایِ در حال ظهور است. در این مورد، شماری از بخش‌های جامعه برای درک مسائل CSR مرتبط هستند.

مصاحبه‌های این پروژه در یک دوره دو ماهه انجام شد. هر مصاحبه به‌طور متوسط یک ساعت به طول انجامید. داده‌های ثبت‌شده در طول جلسات پیاده‌سازی و سپس پیش از ورود به پایگاه داده کامپیوتری، تأیید شدند. ابزار تحلیل کیفی کامپیوتری ما را قادر می‌سازد تا اظهارات مصاحبه‌ها را دسته‌بندی کنیم. سپس هر دسته برای بررسی ارتباط آن مورد مطالعه قرار گرفته و پیوندهای احتمالی بین دسته‌ها یا مضامین برای شکل‌دهی و آزمون نظریه‌ای که توسط رویکرد نظریه داده‌بنیاد توسعه یافته و پدیده‌های مشهود در برداشت‌ها و رفتارهای مرتبط با CSR را تبیین می‌کند، کاوش شد.

یافته‌ها

این بخش به مسائل کلیدی یافت‌شده در مرور ادبیات و تحلیل داده‌های مصاحبه می‌پردازد. بررسی ادبیات مرتبط با CSR حجم گسترده‌ای از اطلاعات را آشکار ساخت.

مطالعات متعددی در زمینه CSR وجود دارد. برای مثال، مک‌کلناهن (۲۰۰۵) سعی در تعریف مسئولیت اجتماعی دارد. والور (۲۰۰۵) تلاش می‌کند تا شباهت‌ها و تفاوت‌های بین دو اصطلاح رایج، یعنی CSR و شهروندی شرکتی را بررسی کند. هاپکینز (۲۰۰۵) CSR را تعریف کرده و چارچوبی برای سنجش آن ایجاد می‌کند که مشابه پروتکل حسابرسی پیشنهادی ما است. در این چارچوب سه سطح وجود دارد که هر یک عواملی برای ارزیابی از نظر رویه سنجش کمی دارند. تقاضایی برای گزارش‌های CSR از سوی طیف گسترده‌ای از ذینفعان وجود دارد («گزارش‌های ویژه پایداری: یافتن معیار»، Accountancy، فوریه ۲۰۰۵). اندرو پندلتون در Christian Aid و راب لیک در Henderson Global Investors به ناقص بودن پوشش گزارش‌های فعلی اشاره می‌کنند. کرامر (۲۰۰۵) اطلاعاتی در مورد استانداردها و دستورالعمل‌های CSR ارائه می‌دهد. سالزمن، یونسکو-سامرز و استگر (۲۰۰۴) پژوهش‌ها و روش‌شناسی‌های موجود در مسئولیت شرکتی را ارزیابی می‌کنند. آدامز (۲۰۰۴) ارزیابی می‌کند که گزارش‌دهی مسئولیت شرکتی تا چه حد عملکرد شرکت را منعکس می‌کند و همچنین پتانسیل استانداردها و دستورالعمل‌های اخیر را از نظر شکاف بین گزارش‌دهی و عملکرد بررسی می‌کند. کواسیریکون و شرر (۲۰۰۴) گزارش‌دهی اجتماعی شرکتیِ کمتر شناخته‌شده در تایلند را بررسی می‌کنند. جونز (۲۰۰۳) کاربرد حسابداری زیست‌محیطی را با استفاده از یک مطالعه موردی از یک شرکت بریتانیایی بررسی می‌کند. اودوایر (۲۰۰۳) مفاهیم مدیریتی CSR در ایرلند را بررسی می‌کند. کمبل و همکاران (۲۰۰۳) گزارش‌دهی زیست‌محیطی و اجتماعی را در پنج شرکت منتخب بررسی می‌کنند. دومینگ (۲۰۰۵) مفهوم حسابرسی اخلاق را از نزدیک بررسی کرده و چارچوب آن را به‌صورت نظری توسعه می‌دهد. ایگالنس و گوند (۲۰۰۵) با استفاده از داده‌های آژانس رتبه‌بندی اجتماعی فرانسه، سعی در سنجش عملکرد اجتماعی شرکت‌ها در فرانسه دارند. وادوک (۲۰۰۴) قصد دارد با استفاده از نُه اصل پیمان جهانی و کار «شفافیت بین‌الملل»، پاسخگویی شرکتی را ایجاد کند. مایلز و مونیلا (۲۰۰۴) به تأثیرات SA8000 بر فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت می‌پردازند.

به نظر می‌رسد بیشتر ادبیات موجود، متون علمی داوری‌شده یا مقالات دانشگاهی نیستند؛ بلکه تا حد زیادی شامل اظهارنظرهای شخصی در مجلات کسب‌وکار یا گزارش‌های شرکت‌ها می‌شوند. این مرور همچنین نشان داد که حجم ادبیات با گذشت زمان، به‌ویژه از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با نرخ فزاینده و سریعی در حال رشد بوده است که اهمیت و به‌موقع بودن این پژوهش را نشان می‌دهد.

علی‌رغم برخی استثنائات قابل توجه که ممکن است از اخلاق پروتستانی الهام گرفته باشند، مفهوم مسئولیت شرکتی برای اکثر شرکت‌ها در قرن نوزدهم عمدتاً اقتصادی (حداکثرسازی سود) بود. این دیدگاه با گذشت زمان تحت تأثیر فشار دولت و افکار عمومی تغییر کرده و به دیدگاه معاصر از CSR منجر شده که هنوز هم گرایش اقتصادی دارد، هرچند با الزام به در نظر گرفتن علل اجتماعی و پیامدهای اجتماعی فعالیت‌های اقتصادی یک سازمان، تقویت شده است. برداشت اصلی از CSR این است که می‌تواند ابزاری عالی برای افزایش مشروعیت شرکت در میان ذینفعان خود از طریق بهبود ارتباطات و شفافیت و همچنین توسعه یک تصویر مثبت از شرکت باشد. مشتریان می‌توانند محصولات و خدمات بهتری دریافت کنند، کارکنان می‌توانند در شرایط کاری بهتری کار کنند که منجر به بهبود رقابت‌پذیری می‌شود، تأمین‌کنندگان را می‌توان بهتر مدیریت کرد، سهامداران می‌توانند دسترسی بیشتری به اطلاعات اجتماعی و زیست‌محیطی داشته باشند، و ساکنان محلی می‌توانند در محیط بهتری زندگی کنند. یکی از ابزارهای کلیدی برای بهبود تصویر شرکت، گزارش‌دهی اجتماعی است (هس، ۱۹۹۹). ارزش گزارش‌دهی اجتماعی در ایجاد شفافیت اجتماعی و همچنین در نهادینه کردن تصمیم‌گیری مسئولانه و تفکر خلاق در مدیریت تلقی می‌شود. یکی از مزایای گزارش‌دهی اجتماعی «تشویق به تصمیم‌گیری مسئولانه» است، به این معنی که فرهنگی برای سازمان‌ها و مدیران ایجاد شود تا از CSR آگاه باشند، آن را درک کنند و به آن عمل کنند. توسعه مؤثر گزارش‌دهی اجتماعی را می‌توان در موفقیت اخیر حسابرسی زیست‌محیطی غیرالزامی مشاهده کرد.² با تکیه بر این پیشرفت، هس (۱۹۹۹) استدلال می‌کند که نیاز به ایجاد یک نظام حسابرسی وجود دارد که تمام جنبه‌های عملکرد اجتماعی یک شرکت را در بر گیرد.

شواهد موجود در ادبیات، از جمله اسناد شورای جهانی کسب‌وکار برای توسعه پایدار و پارلمان اروپا، نشان می‌دهد که بسیاری CSR را بعد اجتماعی توسعه پایدار می‌دانند. با این حال، در مورد سنجش آن توافق بسیار کمتری وجود دارد. مرور ادبیات حاکی از آن است که تدوین یک رویه عملیاتی برای حسابرسی CSR، به دلیل فقدان مطالعات رسمی در این حوزه، وظیفه‌ای دشوار خواهد بود. با این حال، چندین رویه سنجش فعلی برای CSR وجود دارد که نشانه امیدوارکننده‌ای است مبنی بر اینکه تجربه کافی برای توسعه روش‌ها و شاخص‌های مناسب برای یک نظام حسابرسی جامع وجود دارد.³

نگرانی‌های فزاینده در مورد تأثیرات توسعه اقتصادی بر سلامت، منابع طبیعی و محیط زیست در دهه ۱۹۸۰، کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه را بر آن داشت تا گزارش برونتلان (۱۹۸۷) را تهیه کند. این گزارش سه مؤلفه اساسی توسعه پایدار را برجسته می‌کند: حفاظت از محیط زیست، رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی. این موارد به نوبه خود با ایده مسئولیت بین‌نسلی مرتبط هستند. این گزارش، توسعه پایدار را به عنوان حق نسل حاضر برای برآوردن نیاز خود به توسعه با احترام به حقوق و فرصت‌های نسل‌های آینده برای توسعه تعریف می‌کند. بنابراین، جوهر توسعه پایدار به عنوان قاعده همبستگی بین نسل‌ها شناخته شده است (رودنیکی، ۲۰۰۰). این گزارش همچنین خواستار توسعه و گسترش نهادهای بین‌المللی برای همکاری و سازوکارهای قانونی جهت مقابله با نگرانی‌های مشترک است؛ و مهم‌تر از همه، خواستار افزایش همکاری با صنعت است. بنابراین، مشارکت و مسئولیت‌پذیری کل جامعه را می‌توان به عنوان عناصر کلیدی در دستیابی به توسعه پایدار تلقی کرد، که نشان می‌دهد مسئولیت اجتماعی خود با مفهوم توسعه پایدار ارتباط تنگاتنگی دارد (رودنیکی، ۲۰۰۰). این برداشت که مسئولیت اجتماعی ابزار اصلی دستیابی به موفقیت اقتصادی بلندمدت است، مورد تأیید تعدادی از صاحب‌نظران، از جمله الکینگتون (۱۹۹۷)، زادک و همکاران (۱۹۹۷)، ویلر و سیلانپا (۱۹۹۷)، گونلا و همکاران (۱۹۹۸)، مک‌اینتاش و همکاران (۱۹۹۸) و SustainAbility (۱۹۹۹) قرار گرفته است.

سیلانپا (۱۹۹۸) استدلال می‌کند که روش‌شناسی‌های موجود، به دلیل فقدان معیارهای مورد توافق برای تعریف نتایج پایدار از نظر اجتماعی، ارزیابی نمی‌کنند که آیا یک سازمان از نظر اجتماعی پایدار است یا اقدامات آن به توسعه پایدار اجتماعی کمک کرده است. پیشرفت به سوی توسعه پایدار مستلزم آن است که کسب‌وکارها عملکرد خود را در برابر دغدغه‌های اخلاقی ذی‌نفعان در مورد مسائل اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی ارزیابی کنند. حسابرسی اجتماعی فراگیر با مشارکت ذی‌نفعان می‌تواند به ایجاد معنای اساسی برای بعد اجتماعی توسعه پایدار به خودی خود کمک کند، و همچنین توسعه ابزارهای حسابرسی یکپارچه را در ابعاد مختلف توسعه پایدار تسهیل نماید (سیلانپا، ۱۹۹۸).

روش‌های سنجش متعددی برای مسئولیت اجتماعی شرکت وجود دارد که توسط سازمان‌های مختلف اجرا می‌شوند. به گفته ستی (۱۹۷۵)، یک چارچوب ساختاری برای تسهیل تحلیل فعالیت‌های اجتماعی شرکت باید حداقل دو ویژگی زیر را داشته باشد: اول، دسته‌بندی‌ها برای طبقه‌بندی فعالیت‌های شرکت باید در طول زمان پایدار باشند تا مقایسه‌های تاریخی ممکن شود. دوم، تعاریف دسته‌بندی‌های مختلف باید در میان شرکت‌ها، صنایع یا حتی نظام‌های اجتماعی قابل اِعمال باشند تا تحلیل مقایسه‌ای امکان‌پذیر گردد.

مرور متون نشان داد که رویه‌های حسابرسی که با سنجش عملکرد یک سازمان در سطوح صعودی شایستگی مدیریتی عمل می‌کنند، غیرمعمول نیستند. کوک و همکاران (۲۰۰۱) یک حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت را بر اساس روش‌شناسی بنیادین مدل‌های جایزه کیفیت و تعالی تدوین کردند. این ابزار حسابرسی از ترکیبی از چهارده جنبه مسئولیت اجتماعی و چهار سطح امتیازدهی برای میزان توسعه خط‌مشی مسئولیت اجتماعی در یک سازمان استفاده می‌کند تا وضعیت فعلی و آینده مسئولیت اجتماعی شرکت را تحلیل کند.

به نظر می‌رسد مشکل اصلی در توسعه یک نظام حسابرسی جدید، استخراج شاخص‌های مناسب باشد. در این زمینه، دو مانع عمده از متون پژوهشی آشکار است: سوگیری در انتخاب دسته‌بندی‌هایی که عملکرد یک سازمان ممکن است بر اساس آن‌ها سنجیده شود، و دشواری در شناسایی شاخص‌های قابل اِعمال برای همه بخش‌ها. بررسی رویه‌های فعلی و مصاحبه با پرسنل سازمان‌هایی که برخی از سیستم‌های ذکر شده در بالا را ایجاد کرده‌اند، پیش‌نیازهای ضروری برای توسعه روش‌های ارزیابی و شاخص‌هایی بود که نظام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت پیشنهادی در ادامه بر آن‌ها استوار است.

شاید دلهره‌آورترین مانع برای یک پروتکل حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت، نه در پیچیدگی ایجاد آن، بلکه در اجرای آن نهفته باشد. یک سیستم سنجش ممکن است به خوبی با استانداردهای بالا مطابقت داشته باشد، اما به دلیل منافع تثبیت‌شده (vested interests) در ایجاد یک خروجی قابل قبول شکست بخورد. هم مرور متون و هم داده‌های مصاحبه، بر لزوم مشارکت دادن همه گروه‌های ذی‌نفع در هر سیستم حسابرسی که به دنبال ترویج توسعه پایدار است، تأکید داشتند. عامل حیاتی دیگر در توسعه یک نظام جامع حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت، پرداختن به مشکل غربالگری منفی است. ممکن است از نظر اخلاقی سوال‌برانگیز باشد که یک سازمان خاص صرفاً به دلیل محصول یا خدمات اصلی که ارائه می‌دهد، مستثنی شود. همه سازمان‌ها تأثیرات منفی و همچنین مثبت دارند و محروم‌سازی راهی برای بهبود نیست. بر اساس این یافته، ارزیابی مسئولیت اجتماعی شرکت که پیشنهاد می‌شود، عمداً به گونه‌ای طراحی شده است که از حسابرسی در هر نوع سازمانی، از جمله دولت و سازمان‌هایی که محصولاتی را تولید می‌کنند که غیراخلاقی تلقی می‌شوند، پشتیبانی کند.

رویکرد نوع «چک‌لیستی» به حسابرسی، یعنی تیک زدن گزینه‌ها برای ارزیابی عملکرد سازمان‌ها، در طول مصاحبه‌ها چندین انتقاد را به خود جلب کرد. نظرات خاص شامل فقدان قدرت تبیینی ذاتی در چنین سیستمی بود. برخی از مصاحبه‌شوندگان از ارزیابی‌ای که ترکیبی از روش‌های کمی و کیفی را در بر می‌گیرد، حمایت کردند. این ایده ریشه در این واقعیت دارد که در حالی که برخی پدیده‌ها، مانند تأثیرات زیست‌محیطی، به راحتی قابل سنجش کمی هستند، مسائل اجتماعی اغلب این‌گونه نیستند.

به نظر می‌رسد یکی از مشکلات محوری در توسعه یک نظام سنجش واحد برای مسئولیت اجتماعی شرکت، فقدان یک تعریف مورد قبول گسترده از این مفهوم باشد. این موضوع در داده‌های مصاحبه، که تنوعی از برداشت‌های فردی از مسئولیت اجتماعی شرکت را آشکار می‌کرد، نمایان شد. برای غلبه بر این مشکل، وجود یک تعریف رسمی مورد توافق که توسط دولت یا یک سازمان معتبر بین‌المللی تعیین شده باشد، بسیار مطلوب است.

تحلیل داده‌های مصاحبه نشان می‌دهد که شش عنصر زیر مهم‌ترین عوامل در دستیابی به مسئولیت اجتماعی شرکت موفق هستند: مدیریت خوب ذی‌نفعان، رهبری خوب شرکتی، اولویت بیشتر برای مسئولیت اجتماعی شرکت در سطح هیئت مدیره، ادغام مسئولیت اجتماعی شرکت در خط‌مشی شرکت، مقررات در سطح ملی و بین‌المللی، و مشارکت فعال و هماهنگی خوب بین دولت، کسب‌وکار، سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی. پیشنهاد می‌شود که این عناصر کلیدی برای گنجاندن در هر نظام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت آینده‌نگرانه در نظر گرفته شوند. به نظر می‌رسد یک نظام حسابرسی زیست‌محیطی موجود که از نظر تجاری موفق است، از تطبیق این عناصر کلیدی با رویکرد سنجش خود حمایت می‌کند، هرچند برای اطمینان از حمایت تجربی مناسب، تأیید بیشتر این رتبه‌بندی ضروری خواهد بود.

در این مطالعه یک ماتریس برای نشان دادن عوامل ضروری در مسئولیت اجتماعی شرکت از دیدگاه ذینفعان مختلف (شکل ۱) تدوین شد که شامل شش عنصر کلیدی ذکر شده در بالا نیز می‌باشد. این ماتریس تلاشی است برای قرار دادن جایگاه هر گروه از ذی‌نفعان در چارچوب مسئولیت اجتماعی شرکت. درک پیش‌زمینه توسعه مسئولیت اجتماعی شرکت از دیدگاه هر ذی‌نفع برای توسعه یک نظام حسابرسی معنادار برای مسئولیت اجتماعی شرکت ضروری است.

با تکمیل تحلیل داده‌های مصاحبه، مفهومی برای یک فرآیند حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت پیشنهادی ایجاد شد که یافته‌های مرور متون و نتایج مصاحبه را در بر می‌گرفت. یک صفحه نمونه از پروتکل حسابرسی پیشنهادی به عنوان مثال در ضمیمه ارائه شده است. به منظور تأیید کاربرد عملی آن و اصلاح بیشتر پروتکل، یک کارگاه یک‌روزه برگزار شد که طی آن پیش‌نویس توسط محقق، یک همکار و دیگران مورد بررسی دقیق قرار گرفت. دو نفر از افراد حاضر در زمینه حسابرسی زیست‌محیطی تجربه داشتند. این پیشنهاد شامل مجموعه‌ای از شاخص‌ها است که یک سازمان می‌تواند بر اساس آن‌ها ارزیابی شود. هر شاخص از پروتکل پیش‌نویس به طور کامل بررسی شد تا کاربردپذیری و مناسب بودن واژگان آن سنجیده شود. پس از بررسی هر شاخص برای تأیید مناسب بودن آن برای گنجاندن در پیش‌نویس نهایی پروتکل حسابرسی، فرآیند نهایی انجام شد که در آن نمونه‌ای از شواهد برای هر یک از شاخص‌ها پیشنهاد گردید. در یک ارزیابی، شواهد پیشنهادی برای متقاعد کردن ممیز مبنی بر برآورده شدن الزامات هر شاخص، مورد نیاز خواهد بود. شواهد مستند مناسب‌ترین دلیل برای انطباق با هر شاخص معین است، هرچند برخی شواهد شفاهی، از جمله نتایج نظرسنجی‌های تلفنی کوتاه، در مورد برخی شاخص‌ها پیشنهاد شده است. پیش‌نویس پروتکل حسابرسی طوری طراحی شده است که تا حد امکان ساده باشد تا از تکمیل سریع رویه پشتیبانی کند، با این حال تمام موضوعات کلیدی شناسایی‌شده در طول تحقیق را پوشش می‌دهد. ویژگی‌های اصلی پروتکل حسابرسی به شرح زیر است. اول، برای هر نوع سازمانی بدون تبعیض طراحی شده است. دوم، سیستم مدیریت سازمان و روابط آن با تمام ذی‌نفعان را که در مجموعه‌ای از گروه‌ها طبقه‌بندی شده‌اند، ارزیابی می‌کند. سوم، عملکرد در برابر هر شاخص به صورت ضروری، الزامی یا مطلوب دسته‌بندی می‌شود. چهارم، شواهد، چه مستند و چه به‌دست‌آمده در طول مصاحبه‌ها، در برابر مجموعه‌ای از شاخص‌ها که عملکرد سازمان را در رابطه با هر گروه از ذی‌نفعان مشخص می‌کنند، شناسایی می‌شوند. به منظور استانداردسازی رویه ارزیابی، ممیزان باید آموزش ببینند، زیرا مسئولیت اجتماعی شرکت یک موضوع ذهنی است. هدف اصلی از انجام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت، تشویق سازمان‌ها به بهبود عملکرد خود و گنجاندن مسئولیت اجتماعی شرکت در فرهنگشان است. بنابراین، برای سنجش اینکه سیستم حسابرسی چقدر خوب اجرا شده است، می‌توان آن را با عملکرد سال قبل محک زد تا بهبود را بررسی کرد.

پیش‌نویس پروتکل حسابرسی از دو بخش اصلی تشکیل شده است: شرحی از معماری نظام مسئولیت اجتماعی شرکت، و عوامل مرتبط با ذی‌نفعان. معماری نظام CSR، خط‌مشی مسئولیت اجتماعی شرکت، مسئولیت هیئت مدیره، آیین‌نامه‌های رفتاری، حاکمیت شرکتی، تعامل با ذی‌نفعان، مدیریت زیست‌محیطی، و رسیدگی به شکایات را پوشش می‌دهد. جنبه‌های اصلی عملیات سازمان‌ها و همه ذی‌نفعان در آن گنجانده شده‌اند. بخش عوامل مرتبط با ذی‌نفعان به شش زیربخش تقسیم می‌شود: کارمندان و کارکنان قراردادی، سهامداران، مشتریان و مصرف‌کنندگان، ساکنان محلی، تأمین‌کنندگان، و عموم مردم که شامل دولت و همچنین محیط زیست می‌شود. تمام شاخص‌ها از موضوعاتی استخراج شده‌اند که در طول مرور متون و تحلیل مصاحبه‌ها به عنوان موارد مهم برای دستیابی به CSR موفق پدیدار شدند. تک تک جنبه‌های عملیات کسب‌وکار پوشش داده نشده است، زیرا به دلیل محدودیت زمان و منابع، این کار بیش از حد دقیق و دشوار خواهد بود؛ با این حال، مهم‌ترین جنبه‌ها همگی پوشش داده شده‌اند.

نظام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت که در این تحقیق توسعه یافته، تقویت‌کننده و مکمل نظام‌های موجود است. ایزو ۱۴۰۰۰ به گزارش‌دهی خارجی در مورد عملکرد زیست‌محیطی اشاره دارد و GRI بر توسعه یک گزارش پایداری تمرکز دارد. استاندارد AA1000 بر سه اصل تمامیت، اهمیت و پاسخگویی استوار است. هیئت استانداردهای بین‌المللی حسابرسی و اطمینان‌بخشی، ISAE3000 را در دسامبر ۲۰۰۳ راه‌اندازی کرد. برخی انتقادات از این استانداردها این است که AA1000 فاقد دقت و سخت‌گیری است، در حالی که ISAE3000 به اندازه کافی برای مسائل پایداری مناسب‌سازی نشده است (Accountancy, 2005). روند به سمت گردهم آوردن این دو در چارچوب GRI و تلفیق استانداردهایی مانند SA8000 است، که یک سیستم پاسخگویی اجتماعی بوده و استانداردی داوطلبانه بر اساس هنجارهای بین‌المللی محیط کار در کنوانسیون‌های سازمان بین‌المللی کار (ILO) و سازمان ملل متحد (UN) ارائه می‌دهد. تعدادی از شاخص‌های سرمایه‌گذاری پایدار، هنگام ارزیابی عملکرد پایداری شرکت، معیارهای زنجیره تأمین را نیز شامل می‌شوند (Accountancy, 2005). رویکرد پیشنهادی از نظر سبک با سیستم‌های موجود متفاوت است. این رویکرد سیستم‌های قبلی را به چالش می‌کشد زیرا رویه‌ای سریع، ساده و آسان برای اجراست. همچنین مکمل آن‌هاست، زیرا مهم‌ترین عوامل برای ارزیابی استخراج شده‌اند، در حالی که رویکردهای دقیق‌تر موجود، می‌توانند عملکرد CSR سازمان را مجدداً تأیید کنند.

نتیجه‌گیری

این مقاله یافته‌های مطالعه‌ای در زمینه مسئولیت اجتماعی شرکت و نتیجه مجموعه‌ای از مصاحبه‌های انجام‌شده با نمایندگان گروه‌های مختلف ذی‌نفع را گزارش می‌دهد. وجه تمایز این تحقیق، پرداختن به موضوع پیچیده حسابرسی CSR با رویکردی علمی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد (Grounded Theory) بود، رویکردی که در مطالعات پیشین مشاهده نشده است. در این مقاله، نظریه داده‌بنیاد به این صورت به کار گرفته شد: مفاهیم کلیدی CSR از داده‌های مصاحبه استخراج شدند؛ پروتکل حسابرسی بر اساس تحلیل داده‌های مصاحبه و مفاهیم کلیدی یافت‌شده، توسعه یافت؛ سپس، این پروتکل توسط ممیزان برای اعتبارسنجی اولیه، مورد بررسی قرار گرفت. تفاوت آن با حسابرسی‌های پیشین این است که به گونه‌ای طراحی شده است که فرآیندی ساده، کوتاه و سریع باشد و عملکرد سازمان‌ها را بر اساس هر گروه از ذی‌نفعان ارزیابی کند.

یافته‌های این پژوهش، هم‌راستا با بخش بزرگی از ادبیات موجود، این دیدگاه را تأیید می‌کند که CSR عمدتاً به عنوان بعد اجتماعی توسعه پایدار (طبق تعریف برونتلان) درک می‌شود. با این حال، همچنان چالش اصلی در حوزه سنجش آن باقی است. همان‌طور که مرور ادبیات و تحلیل مصاحبه‌ها نشان داد، تدوین یک رویه حسابرسی کاربردی، به دلیل پیچیدگی موضوع و فقدان تعریفی واحد و مورد اتفاق نظر، امری دشوار است.

این تحقیق، نکات حیاتی زیر را برای در نظر گرفتن در توسعه یک نظام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت برجسته کرد:

  • گنجاندن همه گروه‌های ذی‌نفع مهم در فرآیند حسابرسی
  • توجه به تنوع در برداشت‌های فردی از مسئولیت اجتماعی شرکت
  • مشکل غربالگری منفی
  • کاستی‌های رویکرد «چک‌لیستی» به حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت
  • الزام به اینکه سنجش مسئولیت اجتماعی شرکت باید ماهیتی هم کمی و هم کیفی داشته باشد
  • شش عنصر کلیدی برای دستیابی به CSR موفق به این شرح تلقی می‌شوند:
    • مدیریت خوب ذی‌نفعان
    • رهبری خوب شرکتی
    • اولویت بالاتر برای CSR در سطح هیئت مدیره
    • ادغام CSR در خط‌مشی شرکت در تمام سطوح و بخش‌های کسب‌وکار
    • درک و نمایش مقررات ملی و بین‌المللی در تمامی حوزه‌های کسب‌وکار
    • مشارکت فعال و هماهنگی خوب بین دولت، کسب‌وکار، سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی

سپس در این تحقیق، مفهومی برای یک نظام حسابرسی مسئولیت اجتماعی شرکت پیشنهاد شد که مسائل کلیدی شناسایی‌شده در مرور ادبیات و تحلیل مصاحبه‌ها را در بر می‌گیرد. این مفهوم، به عنوان محصولی در نظر گرفته شده است که بتواند در عمل، پایه‌ای برای توسعه یک نظام حسابرسی CSR باشد. کاربردی بودن و مناسب بودن پیش‌نویس پروتکل حسابرسی در کارگاه یک‌روزه‌ای که با حضور پرسنل مجرب در زمینه حسابرسی محیط‌زیست برگزار شد، تأیید گردید.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه ایجاد یک پروتکل جدید حسابرسی CSR وظیفه‌ای چالش‌برانگیز است، اما امکان‌پذیر است. در پاسخ به این چالش، این مطالعه به ایجاد یک پیش‌نویس پروتکل حسابرسی منجر شده است که از نتایج پروژه استخراج شده و به گونه‌ای طراحی شده که به راحتی برای استفاده در عمل قابل انطباق باشد. برای دستیابی به CSR موفق—به این معنا که هر سازمانی آن را اجرا کرده و به عنوان بخشی از فرهنگ خود بپذیرد—گزارش‌دهی CSR نباید گران، بیش از حد زمان‌بر یا نیازمند منابع زیاد باشد. بنابراین، ما فرض کردیم که به یک پروتکل حسابرسی CSR ساده و با کاربری آسان نیاز خواهد بود.

این واقعیت پابرجاست که انجام حسابرسی CSR، حتی با وجود این پروتکل، به دلیل پیچیدگی موضوع، از نظر فنی دشوار خواهد بود و در عمل ممکن است نیازمند ارائه آموزش‌های تخصصی به ممیزان باشد. به‌ویژه، ارزیابی برخی شاخص‌ها به دلیل ماهیت موضوع، به قضاوت و تجربه خود ممیزان بستگی خواهد داشت. علاوه بر این، پیش‌نویس پروتکل حسابرسی نیازمند اصلاحاتی است که تنها از طریق آزمون عملی به دست می‌آید. بنابراین، پیش از پیاده‌سازی کامل این سیستم، بهبود بیشتر و آزمایش آن توسط ممیزان در یک مطالعه آزمایشی ضروری خواهد بود. پس از مطالعه آزمایشی باید با ممیزان مصاحبه شود تا مشخص گردد آیا پروتکل حسابرسی در عمل کاربردی است یا خیر؛ هم از نظر کاربرد هر شاخص و شواهد مرتبط با آن و هم از نظر مدیریت‌پذیری آن به عنوان فرآیندی که باید در زمان محدود تکمیل شود. عمومیت کاربرد هر شاخص برای انواع سازمان‌ها نیز باید مشخص شود.

این مطالعه با منابع محدودی انجام شده است. برای افزایش قدرت توصیفی یافته‌های آن و بررسی بیشتر سودمندی پروتکل حسابرسی پیش‌نویس، پیشنهاد می‌شود که حجم نمونه مصاحبه‌شوندگان افزایش یابد. کسب نظرات شرکت‌های کوچک و متوسط در مورد CSR نیز تمرین مفیدی خواهد بود، زیرا آن‌ها اکثریت قریب به اتفاق صنایع بریتانیا را تشکیل می‌دهند و بنابراین بخشی هستند که به طور بالقوه می‌توانند از بهبودهای CSR بهره زیادی ببرند. همچنین پیشنهاد می‌شود که برای بهبود پروتکل حسابرسی CSR، نظرات ذینفعان جویا شود تا دیدگاه‌های مربوط به سودمندی و صحت آن شناسایی گردد.

تقدیر و تشکر

این تحقیق به نمایندگی از شورای ایمنی بریتانیا به عنوان بخشی از برنامه فلوشیپ آن‌ها در مؤسسه مدیریت جاج، دانشگاه کمبریج، انجام شده است. ما از افراد زیر به خاطر پیشنهادات و مشاوره‌هایشان در طول این پروژه سپاسگزاریم: مارک بیرچال، ایان فریزر و مایک لاچوویچ از شورای ایمنی بریتانیا. دکتر پل پریچارد از دیدگاه تجربه طولانی خود در مدیریت ریسک، نظرات بسیار مفیدی در مورد این موضوع پیچیده و حساس ارائه داد. همچنین می‌خواهیم از کسانی که زمان قابل توجهی را به شرکت در مصاحبه‌ها اختصاص دادند تشکر کنیم، از جمله: پالی کورتیس، پیتر فرانکنتال، متیو گورمن، مایک کینگ، دیوید رتکلیف، جانت ویلیامسون و دیگرانی که مایل بودند ناشناس باقی بمانند. از مشارکت‌های ارزشمند آن‌ها در این تحقیق صمیمانه قدردانی می‌شود.

پیوست

یک صفحه نمونه از پروتکل حسابرسی پیشنهادی

۲.۰۳ ارباب‌رجوع و مشتریان

۲.۰۳۱ روابط با ارباب‌رجوع/مشتری
شاخص ۲.۰۳۱a: سازمان دارای سیستم‌هایی است که کارایی و کیفیت روابط با ارباب‌رجوع/مشتری را ارزیابی می‌کند. (E/R/D)
شواهد: اسناد مکتوب گزارش‌دهنده ارزیابی روابط با ارباب‌رجوع/مشتری در ۱۲ ماه قبل از حسابرسی.
ارزش عددی:
محل شواهد:

 

۲.۰۳۲ مسئولیت‌پذیری
شاخص ۲.۰۳۲a: سازمان به مسئولیت خود برای ارائه کالاها و خدمات به ارباب‌رجوع و مشتریان خود با استاندارد کیفیتی که آن‌ها نیاز دارند، عمل می‌کند. (E/R/D)
شواهد: i. نظرسنجی تلفنی کوتاه با ارباب‌رجوع و درخواست اطلاعات در مورد اینکه آیا کالاها و خدمات با استاندارد مناسب عرضه می‌شوند یا خیر.
ii. مستندات سیستم مدیریت کیفیت سازمان که نرخ موفقیت در دستیابی به استانداردهای کیفیت را گزارش کرده و اقدامات لازم برای رفع کمبودها را مشخص می‌کند.
ارزش عددی:
محل شواهد:

 

۲.۰۳۳ شفافیت
شاخص ۲.۰۳۳a: سازمان در توصیف، قیمت و مشخصات کالاها و خدمات خود برای ارباب‌رجوع و مشتریانش صریح است. (E/R/D)
شواهد: i. نمونه‌ای معرف از توضیحات محصول در تبلیغات و سایر اسناد.
ii. نظرات مطرح‌شده در این زمینه طی نظرسنجی تلفنی کوتاه با مشتریان (به ۲.۰۳۲a مراجعه شود).
iii. شکایات کتبی مربوط به توصیف، قیمت و مشخصات کالاها و خدمات سازمان.
ارزش عددی:
محل شواهد:

یادداشت‌ها

  1. نقل شده در گزارشی توسط «کسب‌وکار در محیط‌زیست» (هاپکینز، ۲۰۰۰).
  2. نمونه‌ای از این مورد، طرح داوطلبانه حسابرسی و مدیریت زیست‌محیطی اروپا (EMAS) است که توسط اتحادیه اروپا ایجاد شده است.
  3. سایر سیستم‌های اندازه‌گیری CSR شامل GRI، شاخص کسب‌وکار در جامعه، شاخص اجتماعی دومینی، ارزیابی ۳ سطحی MHC است که در آن CSR در سه سطح اندازه‌گیری می‌شود: اصول مسئولیت اجتماعی، فرآیند مسئولیت اجتماعی، و نتایج (هاپکینز، ۲۰۰۰).

منابع

  • Adams, C. A.: 2004, ‘The Ethical, Social and Environmental Reporting-Performance Portrayal Gap’, Accounting Auditing and Accountability Journal 17(5), 731–757.
  • Brown, G.: 1973, ‘Some Thoughts on Grounded Theory’, Sociology 7, 1–16.
  • Brundtland, G.: 1987, Our Common Future: The World Commission on Environment and Development. (Oxford University Press, Oxford).
  • Campbell, D., B. Craven and P. Shrives: 2003, ‘Voluntary Social Reporting in Three FTSE Sectors: A Comment on Perception and Legitimacy’, Auditing and Accountability Journal 16(4), 558–581.
  • Coffey, A., B. Holbrook and P. Atkinson: 1996, ‘Qualitative Data Analysis: Technologies and Representations’, Sociological Research On-line, 1, http://www.soc.surrey.ac.uk/socresonline.
  • Cramer, J.: 2005, ‘Applying International Standards and Guidelines on Corporate Social Responsibility: An Action Plan’, Environmental Quality Management 14(3), 71–79.
  • Doming, G.: 2005, ‘Trust and Dialogue: Theoretical Approaches to Ethics Auditing’, Journal of Business Ethics 57(3), 209–219.
  • Elkington, J.: 1997, Cannibals with Forks: The Triple Bottom Line of 21st Century Business (Capstone, London).
  • Glaser, B. G.: 2001, The Grounded Theory Perspective: Conceptualization Contrasted with Description (http://www.groundedtheory.com/soc14.html), Sociology Press, Mill Valley California.
  • Glaser, B. G. and A. L. Strauss: 1967, The discovery of Grounded Theory: Strategy for Qualitative Research (Weidenfeld and Nicolson, London).
  • Gonella, C., A. Pilling and S. Zadek: 1998, Making Values Count: Contemporary Experience in Social and Ethical Accounting, Auditing, and Reporting (ACCA, London).
  • Hess, D.: 1999, ‘Social Reporting: A Reflexive Law Approach to Corporate Social Responsiveness’, Journal of Corporate Law, Fall 25(1), 41–85.
  • Hopkins, M.: 2000, ‘The measurement of corporate social responsibility’ MHC International Limited News, November 2000.
  • Hopkins, M.: 2005, ‘Measurement of Corporate Social Responsibility’, International Journal of Management and Decision Making 6(3/4), 1.
  • Igalens, J. and J. Gond: 2005, ‘Measuring Corporate Social Performance in France’, Journal of Business Ethics 56(2), 131–148.
  • Jones, M. J.: 2003, ‘Accounting for Biodiversity: Operationalising Environmental Accounting’, Accounting, Auditing, and Accountability Journal 16(5), 762–789.
  • Kok, P., T. van der Wiele, R. McKenna and A. Brown: 2001, ‘A Corporate Social Responsibility Audit within a Quality Management Framework’, Journal of Business Ethics 31, 285–297.
  • Kuasirikun, N. and M. Sherer: 2004, ‘Corporate Social Accounting Disclosure in Thailand’, Accounting, Auditing, and Accountability Journal 17(4), 629–660.
  • Maignan, I. and D. A. Ralston: 2002, ‘Corporate Social Responsibility in Europe and the US: Insights from businesses’ self-presentations’, Journal of International Business Studies, 3rd Quarter 33(3), 497.
  • McClenahen, J. S.: 2005, ‘Defining Social Responsibility’, Manufacturing and Society March, 64–65.
  • McIntosh, M., D. Leipziger, K. Jones and G. Coleman: 1998, Corporate Citizenship: Successful Strategies for Responsible Companies (FT, London).
  • Miles, M. P. and L. S. Munilla: 2004, ‘The Potential Impact of Social Accountability Certification on Marketing’, Journal of Business Ethics 50(91), 1–11.
  • Rose, G.: 1982, Deciphering Social Research (McMillan, London).
  • Rudnicki, M.: 2000, ‘Environmental and Social Responsibility as the Value in Modern politics’ paper delivered during meeting the OIKOS International Warsaw, 10 November 2000.
  • Salzmann, O., A. Ionescu-Somers and U. Steger: 2004, ‘The Business Case for Corporate Sustainability’, European Management Journal 23(1), 27–36.
  • Seale, C.: 1999, The Quality of Qualitative Research (Sage Publications, London).
  • Sethi, S. P.: 1975, ‘Dimensions of Corporate Social Performance: An Analytical Framework’, California Management Review Spring 17(3).
  • Strauss, A and J. Corbin: 1998, Basics of Qualitative Research (Sage Publications, London).
  • SustainAbility: 1999, The Social Reporting Report (SustainAbility, London).
  • Valor, C.: 2005, ‘Corporate Social Responsibility and Corporate Citizenship: Towards Corporate Accountability’, Business and Society Review 110(2), 191–212.
  • Waddock, S.: 2004, ‘Creating Corporate Accountability: Foundational Principles to Make Corporate Citizenship Real’, Journal of Business Ethics 50(4), 313–327.
  • Wheeler, D. and M. Sillanpää: 1997, The Stakeholder Corporation (Pitman, London).
  • Yin, R. K: 2003, Application of Case Study Research (Sage Publications, London).
  • Zadek, S., P. Pruzan and R. Evans (eds.): 1997, Building Corporate Accountability: Emerging Practices in Social and Ethical Accounting, Auditing, and Reporting (Earthscan, London).
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا